تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
كرد و در نكاح آورد و آزاد كردنش مهر او كرد . و پيش از آن زن مردى جهود بود از خيبر . رسول عليه السلام او را گردن بزد و اهل او را سبى فرمود . و صفيه را در نكاح آورد . و صفيه وفات يافت سنه ست و ثلثين . و جويريه بنت الحارث از بنى المصطلق را ببرد كه بياورد و آزاد كرد و در نكاح آورد و وفات يافت سنه ست و خمسين . و قتيله بنت قيس خواهر اشعث الكندى . پيش از دخول عليه السلام او را طلاق داد . پس عكرمة بن ابى جهل او را بخواست . و فاطمه بنت الضحاك رسول عليه السلام او را بخواست . پس از وفات دخترش زينب و او را مخير كرد . چون آيت تخيير آمد و او اختيار دنيا كرد . پس رسول عليه السلام مفارقت كرد ازو . و او بعد از آن پشكل مىچيد و مىگفت : من بدبختم كه اختيار دنيا كردم . ( 1 ) و عاليه بنت ظبيان را رسول عليه السلام پيش از آنكه بديد طلاق داد . و سنا بنت الصلت پيش از آنكه رسول عليه السلام او را ديد وفات يافت . و همچنين شراف خواهر دحيه الكلبى و خوله بنت الهذيل آن بود كه تن خويش به رسول عليه السلام بخشيد و اين آيت آمد :
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ
. و گفته‌اند كه اين آيت در حق ام شريك آمد و اسما بنت النعمان . ( 2 ) و گفته‌اند اميه بنت النعمان چون در پيش رسول آوردندش
a
72 گفت : اعوذ باللّه منك . رسول عليه السلام گفت قد اعذتك الحقى باهلك . زن گفت : پناه بردم به خدا از تو . رسول گفت : پناه دادم ترا و پيش خويشان خود رو ، و اين كلمه بعضى از زنان پيغمبر او را آموخته بودند و گفته كه اگر تو اين كلمه بگويى پيش رسول عليه السلام منزلتى تمام بيابى . پس از آن اين زن را مهاجر بن اميه بخواست . امير المؤمنين عمر بن الخطاب خواست كه او را حد زند اين زن گفت : رسول عليه السلام مرا نديده بود و دخولى نرفته ، و بران نيت اقامت كرد .