تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
طور نبودى چون ما ندا كرديم امت ترا به كرامت . از ابن عباس رضى اللّه عنه روايت است كه گفت : به خدا كه از مادر نزائيد شجاع‌تر و سخىتر و فصيح‌تر از رسول عليه السلام . شجاعتش آن بود كه روز هوازن مردم جمله منهزم شدند و رسول عليه السلام حمله برد و ما او را منع مىكرديم از حمله بردن و مىگفت : لا ابرح حتى يحكم اللّه لى و هو خير الحاكمين . و اما سخاوتش ، روز هوازن چون مستولى شد بر آن جمله مالها بداد و بر صحابه تفرقه كرد و از براى خود هيچ ذخيره نكرد . و فصاحتش در فصلى از نامه‌اى كه به نجاشى نبشت و گفت :

نامه رسول عليه الصلاة و السلام به نجاشى

كانا فى الثقة منا بك منك و كانك فى الرقة علينا منا لانا ما رمناك لامر الا نلناه و لا خفنا الا امناه . معنى اين كلمات آن است كه : ( 1 ) گوئيا ما در وثوق ما به تو از توئيم و گوئيا تو از رحمت و شفقت كه بر ما دارى از مائى از براى آنكه ما نجستيم ترا از براى كارى الا كه بيافتيم آن كار و نه ترسيديم از كارى الا كه ايمن شديم از آن . ( 2 ) خداى عز و جل موسى را گفت برسان به بنى اسرائيل كه هر كه رد كند بر احمد ، و اگر خود حرفى باشد ، من او را در دوزخ محبوس كنم . اى موسى ، دو ركعت نماز كه محمد و امت او بكنند ميان آنكه صبح بدمد تا آنگه كه آفتاب برآيد من بدان هر گناهى كه روز و شب كنند بيامرزم و در زينهار من باشند . و هر كه بميرد و در زينهار من باشد برو هيچ تنگى نباشد . ( 3 ) خداى تعالى رسول را قربت داد و در قرآن مجيد گفت : فكان قاب قوسين او ادنى . هيچ خلقى قرب احمد از خداى عز و جل ندانست . خدا معلوم گردانيد بقاب قوسين اما هيچ كس مقدار او ادنى نداند . يا محمد ، من آدم را در آسمان دنيا باز داشتم و ترا نزديك گردانيدم دنا فتدلى . نوح را كشتى دادم تا برنشست . ترا براق دادم روز قيامت . ابراهيم را خليل خواندم ترا حبيب ، و حبيب نزديكتر باشد .