تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
رسول ايزد مختار متروكات ظاهر نشد و بامر و حكم آن نبى الأكرم در روزى سيصد هزار و چهار صد هزار تقسيم ميشد و در بعضى اوقات سايلى در وقت عشا به خدمت سيد الورى آمده سؤال نمودى آن رسول ايزد متعال قسم بذات حضرت ذو الجلال بدين نهج ياد مىفرمود كه به آن خدائى كه محمد را به حق برسالت فرستاد كه در نزد آل محمد يك صاع از جو و گندم و نيز يك دينار و يكدرهم موجود نيست زهد آن بزرگوار يا يهودى در تمامى ساعات ايّام عمر آن رسول حضرت پروردگار بدين منوال بود در آن حال يهودى گفت : من شهادت مىدهم بر وحدانيّت حضرت إله و نبوت * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله ) * پس آنگاه كلمه ء طيّبه ء شهادت اشهد أن لا إله الَّا الله و اشهد أن محمدا رسول الله بر زبان راند و گفت گواهى مىدهم كه هر درجه ء كرامت و مرتبه ء عزّت كه براى هر يك از انبياء و رسل حضرت عزّ و جلّ مقرّر و مسجّل نمود همگى و تمامى آن در ذات كامل الصفات حضرت سيّد البريات موجود بود بلكه شرافت و كرامت چند مخصوص آن حضرت بود كه اصلا شمّه ء از آن در هيچ نبىّ و رسول نبود با صفات مضاعفه ابن عباس رضى الله عنه چون از كلام امام الأنام الزام يهودى مشاهده نمود گفت : يا على من گواهى مىدهم بر آنكه تو از راسخين در علم ماهرين از روى فضل بر الزام خصمى . حضرت ولى ايزد وهاب در جواب فرمود كه : ويحك روح و راحت بر تو باد چرا آنچه من ميدانم در حقّ كسى كه خداى اقدس تعظيم و تكريم ذات مقدس آن نفس و توصيف خلق اقدس آن كس نموده * ( وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ) * مذكور و بيان ننمايم و خصم را بدليل و برهان الزام نفرمايم .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 388 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى / بهراد جعفرى