كرده خواست كه ضبط عنان او نمايد نتوانست بالاخره عنان از يد تمالك و تماسك آن كافر طاغى ياغى ربوده سر در پى آن ماديان گذاشته به آن بحر زخار بىپايان درآمد و ساير قبطيان در آن باب مرافقت بفرعون و هامان نمودند همگى و تمامى ايشان چون داخل آن درياى مواج متلاطم گشتند آن بحر به حالت اولى معاودت نمود و جميع قبطيان غرق شدند .
امير المؤمنين عليه السّلام گفت :
يا يهودى : حقيقت هلاكت فرعون و تبعه ء او به همان نوع بود امّا حضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم از حضرت ايزد منان باكرام و احسان افضل از آن سرافراز و ممتاز شد و حقايق آن حال على سبيل الاجمال چنان بود كه چون حضرت رسالتمآب متوجه غزوه ء حنين كه ما بين مكه و طايف است گرديد ما و ساير اصحاب از مستسعدان ركاب سعادت انتساب بوديم اتفاقا در وادى به بحرى رسيديم كه از سيل پيدا شده بود جمعى از عساكر نصرت مأثر كه پيشتر به آن بحر رسيده بودند ، از كثرت عمق آن عبور و مرور از آن نتوانستند نمود چون حضرت سيد البشر بسعادت با عسكر ظفر مأثر از عقب رسيد و به قدر مسافت آن عمق رسيدند به مقدار پانزده قامت آدم بود اصحاب گفتند يا رسول الله ( ص ) دشمن از عقب رسيد و بحر در پيش آمد كه اصلا عبور از آن به هيچ وجه من الوجوه ميسر و امكانپذير نيست چنانچه اصحاب موسى كليم على نبينا و عليه التحية و التسليم با حضرت گفتند كه اينست قبطيان رسيدند و همگى ما را در همين مكان و محل بقتل مىآرند حضرت خاتم الرسل چون اضطراب و تزلزل لشكر ملاحظه نمود در همان محل فرود آمدند بعد
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٥٢