تعالى ذكره خواهد بود ، يا على هر گاه اين امر و اين سفر محنت اثر ما به قضا و قدر باشد و الله بخداى عالم مرا قسم است كه من اصلا در اين امر هيچ نوع ثواب و اجر نمىبينم .
چون حضرت امير المؤمنين حيدر اين سخن از آن مرد متحير استماع فرمود گفت :
يا شيخ بلى ايزد تعالى در اين امر اجر شما را بغايت عظيم و اكبر گردانيد و در سير و سفر شما بجانب شام و معاودت و مراجعت موطن و مقام به هيچ حال از حالات مكره و مجبور و مضطر و مقهور نبوديد و به اختيار من غير كره و اجبار به اين سفر حركت نموديد آن شخص گفت :
يا امام الامه چگونه مجبور و مضطر نبوديم كه قضا و قدر حضرت مهيمن قادر ما را به آن امر كشيد و ما را به آن صوب مسافر گردانيد حضرت امير المؤمنين ( ع ) چون اين كلام از آن شخص استماع نمود گفت :
يا شيخ گوئيا شما از اين قضا و قدر اراده ء قضاء لازم و قدر فرض متحتم نموديد اين امر چنين نيست ، زيرا كه اگر حضرت ايزد وهاب اين امر را بدين نهج بجبر و اضطرار مقرر گرداند هر آينه ثواب و عقاب باطل و ساقط و امر و نهى و وعد و وعيد در جميع ابواب هابط و عاطل گردد و هرگز حضرت عزيز واهب را ملامت مذنب و محمدت محسن ثابت و لازم و واجب نباشد و محسن مجزى به ثواب به وسيله ء ارتكاب احسان اولى از مذنب نبود و مذنب بواسطه ء فعل ذنب اولى بعقوبت از محسن نباشد زيرا كه عمل ذنب و عصيان و فعل خير و احسان از بندگان حضرت ايزد منان باراده و اختيار ايشان نبود ، بلكه در هر دو
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣١٢