براى ولى الله نمود بعد از او سيزده نفر كه اهل بدر نيز با ايشان رفيق در شهادت و مطلع و مخبر بودند برخاستند و شهادت دادند كه ما از حضرت رسول ( ص ) شنيديم كه ميفرمود يا على امر زنان من بعد از من بدست شما است .
چون عايشه اين نوع شهادت از آن جماعت استماع نمود بگريست به نوعى كه آواز گريه او به گوش آن جماعت رسيد در آن هنگام حضرت امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
اى ياران حضرت رسول خداى منان مرا اعلام گردانيد بخبر مسرت اثر چنانچه به من گفت : كه يا على حضرت خداى عز و جل امداد تو نمايد در روز حرب جمل بارسال پنج هزار ملك مكمل . روايت است از ابن عباس رضى الله عنه كه چون شكست بر عايشه افتاد و مردم اكثر بلكه تمامى او را گذاشتند ، او اراده توقف بصره نمود و شر ذمه از مردمان كه او را تكليف مراجعت بمدينه نمودند قبول قول آن طايفه ننمود ، چون اين خبر بسمع اشرف امير المؤمنين ( ع ) رسيد با آنكه بعضى از مستسعدين مجلس بهشت قرين نيز راضى بمراجعت عايشه از بصره بمدينه نبودند ، بلكه استدعا و التماس مينمودند كه او را ببصره بايد گذاشت ، آن حضرت گفت : اگر چه عايشه تقصير در شرارت ننمود ، ليكن من او را به خانه او ميرسانم .
روايت كرد : محمد بن اسحاق رضى الله عنه كه چون عايشه از بصره مراجعت بمدينه طيبه نمود پيوسته مردم را بجنگ امير المؤمنين على ( ع ) تحريص و ترغيب مينمود ، و كتابت بمعاويه مكتوب گردانيده در باب تحريص قتال و جدال
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٩٢