تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
هر اوّلى از او بود و صفاتش را آخر نبود و هر آخرى از او بود . در مقام تحقيق كليد تقليد انداخته بود و از لباس تقييد و تحديد عارى شده و بر مقتضاى
قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ
« 27 » هر طايفه از بحر معرفت او نصيبى برمىداشتند . هر فرقه به نور هدايت او مهتدى مىشدند و به ميامن ارشاد او راه راست و مطلوب خود مىيافتند . هيچ دستى در تصرّف ، بالاى دست او نبود مگر دست قدرت آن‌كس كه او را بر بالا برده بود
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ .
« 28 » اگر مىگفتى كه ظاهر توئى در اين دعوى صادق مىبودى ، و اگر مىگفتى كه باطن توئى اشارت به دل مبارك او مىكردى و او عروه وثقاى « 29 » و قبلهء كبرى بود و هركه را مىخواست بدين درگاه راه مىنمود . بعضى از مناقب او رحمة اللّه عليه آن بود كه هر كلمه كه از او صادر شدى از جوامع كلم بودى و اگرچه لفظش اندك بودى امّا معانى بسيار داشتى و نيكوعبارت و شيرين سخن بودى ، گاه بودى كه به الفاظ پهلوى نافه‌هاى حكمت گشودى و
هامش
( 27 ) . قسمتى از آيه 57 از سوره 2 هر گروهى جايگاه آبشخور خود را شناخت . ( 28 ) . قسمتى از آيه 10 از سوره 48 دست خدا بالاى دست آنها است . ( 29 ) . دستگيره محكم .
تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى ) — صفحة 33 | نجم الدين طارمى / حسن بن حمزة الشيرازي ( شرف البلاسي )