زبان فارسى مىنوشتم و در خلوات به تعليم الهى به لغت عربى نقل مىكردم ، تا دستور ارباب ذوق و شهود معيار نقود اصحاب جمع و وجود باشد . خصوصا عرفاى بلاد آذربايجان و فقراى قريهء كججان كه مهبط انوار عرفان و محلّ اسرار ايماناند ، تا در هر وقتى در نظر آرند و بدين انوار الهى مهتدى شوند . و اين رساله را تحفهء اهل البدايات و هديهء اهل النّهايات نام كردم ، حق تعالى اين رساله را از نظر اغيار نگاه دارد و به سمع اهل انكار مىرساند .
القول فى سبب تأليف هذه الرّسالة
باعث بر جمع اين كلمات و نظم اين عبارات آن بود كه وقتى از اوقات از حضرت آن موصل اصحاب مقامات و معدن عبادات و طاعات قدّس اللّه سرّه شنيدم كه فرمود :
بدان اى مولانا كه چون مرد حقّانى از اين سراى فانى نقل كند ، وارثان او از پسران و برادران عالم آب و گل نباشند ، بلكه وارث او كسى باشد كه مظهر علم و عمل و حال و مقال او باشد و طريق هدايت و ارشاد او بر دست او گشاده شود ، خواه فرزند طينى باشد يا برادر دينى ، كه سخنهاى مجمل او را تفسير طلب كند و كلمات مختصر او را مبسوط به سمع مردم رساند و مردم را شناسا گرداند به ورد و كرد او و طريقهاى كه در حالت