( باب صد و پنجاه و هشتم : ) ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود :
ابروهاى مهدى عليه السّلام نورانى و روشن است ، و وسط بينى آن حضرت برجسته و سوراخهاى آن تنگ است . و در روايت ديگر است كه ( فرمود ) :
من نورانىترم .
( باب صد و پنجاه و نهم : ) كعب ميگويد : خشوع كردن مهدى عليه السّلام براى خدا نظير خشوع شيشه است ( شايد منظور تشبيه باشد ، يعنى همانطور كه شيشه زود ميشكند و خورد مىشود همانطور هم مهدى عليه السّلام در مقابل خدا خورد مىشود و خشوع مينمايد ؟ ) .
( باب صد و شصتم : ) قاسم بن عبد الرحمن از آن كسى كه براى او روايت كرده از على بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : مهدى عليه السّلام از اهل بيت نبى صلى اللَّه عليه و آله است و محل ولادت او در مدينه خواهد بود و اسم او اسم پدرش ( يعنى رسول خدا ) مىباشد و محل هجرت او در بيت المقدس خواهد بود ، محاسن ( ريش ) مهدى عليه السّلام زياد و چشمهايش مشكى و شهلاء و دندانهاى ثناياى او درخشنده است ، در صورت مهدى عليه السّلام خال برجسته و روشنى مىباشد ، در كتف آن حضرت علامتى است كه در كتف رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بود ، بيرق رسول خدا را با پارچه مخمل سياه چهار گوشى بيرون مىآورد در آن بيرق حرمت ( يا سنگ يا منع ؟ ) است از موقعى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفته آن بيرق منتشر نشده و منتشر هم نخواهد شد تا مهدى عليه السّلام خروج كند ، خدا سه هزار ملك را به يارى مهدى عليه السّلام ميفرستد كه صورت
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٥٧