فرمود : امت من در زمان مهدى عليه السّلام متنعم بنعمتهائى ميشوند كه هرگز آن طور نعمتى بآنها داده نشده ؛ باران را بر آنها مىريزد و زمين چيزى از گياهان را وانميگذارد مگر اينكه آن را اخراج مىكند مال ارزشى ندارد ، مرد بلند مىشود و ميگويد : يا مهدى به من عطاء فرما حضرت ميگويد : بگير .
( باب صد و پنجاه و سوم : ) سليمان بن عيسى گويد : به من چنين رسيده كه تابوت سكينه از بحيرهء طبريه « 1 » بدست مهدى عليه السّلام ظاهر مىشود تا اينكه آن را مىآورند در بيت المقدس و در خدمت آن حضرت ميگذارند ، موقعى كه يهود به آن تابوت نظر ميكنند همه اسلام را اختيار مينمايند جز عدهء قليلى از آنها بعد از آن مهدى عليه السّلام ميميرد .
[ در زمان مهدى عليه السلام مردم مستغنى خواهند بود ]
( باب صد و پنجاه و چهارم : ) ابو محمّد ميگويد : مردى از اهل مغرب گفت : وقتى كه مهدى عليه السّلام خروج كند خدا غنا و بىنيازى را به نحوى در دل مردم قرار ميدهد كه مهدى عليه السّلام ميگويد : چه كسى طالب مال است ؟ جز يكنفر كه ميگويد :
من ( طالب مالم ) كسى نزد آن حضرت نميآيد ، پس آن مرد عرض مىكند مال قليلى به من عطاء كن و آن حضرت عطاء مىكند و آن مرد مال را بدوش خود حمل مينمايد تا وقتى كه مىآيد نزد دورترين مردم ، ميگويد : صلاح نميدانم كه از اينجا بگذرم ، پس بر ميگردد و مال را به آن حضرت رد مىكند و ميگويد : مال خود را بگير كه من احتياجى به آن ندارم .
هامش
( 1 ) - طبريه نام قصبهء اردن و نام قريهاى است در واسط - قاموس .