( باب نود و پنجم : ) حسن گويد : مرد كوسهء گندم گون و متوسط القامتى كه شعيب ابن صالح نام دارد و غلام بنى تميم است با چهار هزار نفر كه لباسشان سفيد ، بيرقهاشان سياه است از شهر رى خروج مىكند ، او مقدمهء ( خروج ) مهدى عليه السّلام است ، با كسى ملاقات نميكند مگر اينكه آن را خواهد كشت .
[ لواء مهدى عليه السلام با شعيب بن صالح است ]
( باب نود و ششم : ) عمّار بن ياسر ميگويد : شعيب بن صالح زير لواى مهدى عليه السّلام خواهد بود .
[ صفت جوانى از بنى هاشم ]
( باب نود و هفتم : ) جابر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : جوانى از بنى هاشم كه خالى در كف دست راست خود دارد با بيرقهاى سياهى از طرف خراسان خروج مىكند كه شعيب بن صالح در جلو او خواهد بود و با اصحاب سفيانى جنگ كرده آنها را شكست ميدهد .
( باب نود و هشتم : ) سفيان كلبى ميگويد : تازه جوانى چهره زرد با ياران قليلى با لواى مهدى عليه السّلام خروج مىكند كه اگر با كوهها بجنگد آنها را خراب مىكند تا اينكه وارد بيت المقدس مىشود .
[ صفت بيرقهاى سياه و كوچكى كه از مشق مىآيند ]
( باب نود و نهم : ) كعب ميگويد : وقتى كه مردى شهر شام را گرفت و مرد ديگرى مصر را مسخر كرد و با يك ديگر جنگ كردند و اهل شام ، اهل مصر را اسير نمودند و مردى از طرف مشرق با بيرقهاى سياه كوچكى بسوى