همانند آدمى نيستند كه از دانش و توان رفق و سرپرستى بهرهمند باشند و دستان و انگشتان مناسب اين كارها را ندارند در نتيجه به اولادشان چنان قدرتى داده شده كه [ پس از تولد بىآنكه به حمل و سرپرستى مادر نيازمند باشند ] مستقلانه و خود به خود بر پاى ايستند .
همچنين ديدهاى كه بسيارى از پرندگان ؛ مانند مرغ ، كبك ، تيهو و ماكو پس از آنكه از تخم بيرون مىآيند در پى دانه مىافتند ، امّا جوجههاى ضعيف ؛ مانند : جوجه كبوتر ، كبوتر كوهى و نوعى پرنده سرخ رنگ توان برخاستن ندارند . در مقابل در نهاد مادرانشان چنان مهر و شفقتى نهاده شده كه دانهها را در چينهدان خود جمع كرده بتدريج در دهانشان مىگذراند تا وقتى كه جوجهها [ قوت يابند و ] مستقل شوند [ و خود بتوانند در پى غذا بگردند . ] از اين لحاظ مىبينى كه به كبوتر همانند مرغ جوجههاى زياد داده نمىشود تا مادر بتواند جوجهها را بزرگ كند و از بين نروند ، پس هر دو از تدبير و حكمت خداى لطيف و خبير بهرهمندند .
[ پاهاى حيوان و چگونگى حركت ]
به پاى حيوانات بنگر كه چگونه جفت جفت است تا براى راه رفتن مناسب باشد . اگر پاها فرد مىبود مناسب نبود ؛ زيرا كسى كه راه مىرود هنگامى كه پاهايش را [ براى حركت ] بر مىدارد ، بر پاهاى ديگر تكيه مىكند ، موجودى كه [ چون انسان ] دو پا دارد در اين وقت يك پا را بر مىدارد و بر پاى ديگر تكيه مىكند ، حيوانى كه چهار پا دارد ، دو پا را بر مىدارد و بر دو پاى ديگر تكيه مىكند .
ليكن اين برداشتنها و گذاردنها بر عكس است [ ؛ يعنى يك پا از جانبى و پاى ديگر از جانب ديگر ، يكى از پس و يكى از پيش ] و چنين نيست كه دو پاى جلو را