اين جاهلان نمىدانند كه اگر اين پندار واقع مىشد ، گذشته از آنكه انسان ، ديگر هيچ هراس و دلهرهاى از مرگ نداشت و غرور بقا و سلامت ، او را به ورطه سرمستى و خوشگذرانى مىكشانيد ، باعث مىگشت كه مايعات شكم ترشح كند و سرازير شود و خواب و بيدارى او را بر هم زند و فاسد گرداند . نيز اين ترشحات ، لباس و آراستگى انسان را آلوده مىسازد و در كل ، زندگى شخص را خراب مىنمايد .
معده و كبد و قلب نيز با يك حرارت مشخّصى كه خداوند در درون انسان قرار داده كار مىكنند . اگر شكم شكافى داشت كه چشم درون آن را بنگرد و دست به آن برسد ، هر آينه سردى دماى خارج به داخل بدن راه مىيافت . با حرارت بدن در مىآميخت و آن را از حالت تعادل خارج مىنمود ؛ در نتيجه كار طبيعى احشا و درون انسان بىثمر مىشد و شخص هلاك مىگشت . آيا نمىبينى جز آنچه در آفرينش پديد آمده ، تمام پندارهاى خيال انسان ، ناصواب و خطاست ؟
[ اسرار خوردن ، خوابيدن و مجامعت كردن ]
اى مفضّل ! در خوردن ، خوابيدن ، مجامعت كردن و تدابير نهفتهء در آنها بنگر ، براى هر كدام از اين افعال ، محرّك و عاملى درونى پديد آمده : گرسنگى عامل خوردن و راحتى و قوام بدن است . بيخوابى و چرت زدن ، عامل خواب ، استراحت و تقويت بدن است . شهوت [ و شعلهور شدن آن ] عامل مجامعت و ماندگارى نسل است .
اگر انسان [ گرسنه نمىشد و ] در درون ، تقاضاى طبيعى براى خوردن نمىيافت ، بلكه از طريق ديگر به نياز بدنش به غذا پى مىبرد ، چه بسا بر اثر