نيز از رويش مو در چند جاى بدن كه وجود آن براى انسان مايهء رنج و زيان است جلوگيرى شده . اگر مو در ديدگان مىروييد آيا آدمى نابينا نمىشد ؟ و اگر در دهانش مىروييد آيا خوردن و آشاميدن انسان دشوار و بىلذّت نمىگشت ؟ اگر در كف دست رشد مىكرد آيا انسان از لمس درست اشيا و انجام برخى از كارها باز نمىماند ؟ يا اگر بر فرج زن و يا آلت مرد مىروييد آيا لذّت مجامعت از اينان نمىگرفت ؟ پس نيك بنگر كه چگونه در جايى كه سود و مصلحتى در كار نيست نروييده . اينها مخصوص انسان نيست ، بلكه در چهارپايان و درندگان و ديگر حيوانات توليد مثلكننده نيز چنين است ؛ از اين رو با اينكه بدن آنها از مو پوشيده است و ليكن اين مناطق ، دقيقا به خاطر آنچه كه ذكر شد ، مويى بر آنها نيست . نيك انديشه كن كه چگونه آفرينش از هر خطا ، زيان و ناهماهنگى به دور است و يكسره حكمت و تقدير است و مصلحت و سود .
[ راز رويش مو در روى زهار و زير بغل ]
اصحاب « مانى » و ديگران كه خواستند بر آفرينش و هدفمندى آن اشكال گيرند ، رويش مو در روى زهار و زير بغل را ناروا شمردند ، غافل از اينكه رشد مو در اين مكانها با وجود رطوبت در آنها مرتبط است و چنان كه گياه در جاى مرطوب مىرويد ، مو نيز در اين جايها رشد مىكند . آيا نمىبينى كه اين جايها براى پذيرش مواد زايد بدن از همه جا مناسبتر است ؟ وانگهى اين امر باعث مىشود كه [ گذشته از تدابير الهى ] خود انسان نيز قدرى به بدن خود برسد و از رهگذر بهداشت و نظافت ، تنى سالم داشته باشد . همچنين با كوتاه كردن موهاى زايد بدن ، روحيه