تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
جريان اندكى قطع گردد چه بسا آدمى در هلاكت افتد . با زبان مزه‌ها از هم باز شناخته مىشود . شيرين از تلخ ، ترش از ملس ، شور از شيرين ، و خوشمزه از بد مزه جدا مىشود . با اين همه جريان فرو بدن غذا و مايعات را آسان مىگرداند . دندانها نيز [ گذشته از نقش آنها در اداى حروف ] غذا را مىجوند تا نرم گردد و براحتى فرو رود . نيز براى لبها مانند تكيه‌گاهى است كه آنها را از درون دهان نگاه مىدارد . بىشك افرادى را ديده‌اى كه به خاطر نداشتن دندان ، لبهايى ناثابت و لرزان دارند . انسان با لبها نوشيدنيها را مىمكد تا يك دفعه ريخته نشود و بتدريج و به اندازه وارد شكم شود تا در گلوى نوشنده بند نشود و يا درون را نيازارد . لبها همچنين براى دهان چون دو در بسته هستند كه انسان هر گاه كه خواست ، آنها را مىگشايد و هر گاه خواست مىبندد . با آنچه كه گفتيم معلوم گشت كه هر كدام از اين اعضا داراى منافع گونه‌گونى هستند چنان كه ابزارى در چند كار به كار آيد ؛ مثلا « تيشه » در نجارى ، كندن و جز آنها استفاده مىشود .

[ مغز و جمجمه و محافظها ]

اگر موانع كنار مىرفت و مغز را مىديدى ، در مىيافتى كه به حايلها و لايه‌هاى مختلف پوشيده شده تا ثابت ماند و از حوادث آسيبى نبيند . جمجمه نيز كلاه‌خودى است كه مغز را از آسيب‌پذيرى در برابر ضربه‌ها و صدمات نگاه مىدارد . نيز سر انسان با انبوهى از مو پوشيده شده تا پوستينى براى سر باشد و آن را از گرما و سرماى شديد حفظ كند . براستى جز كسى كه مغز را آفريده و منشأ فرماندهى احساس قرارش داده و به خاطر بلند مرتبه بودنش در بدن و حساس و