عبد الملك را تغيير مىداد و او را پيرو خود مىكرد . در سال 81 هجرى عبد الملك كار حكومت در شمال آفريقا و حوالى آن را به موسى بن نصير سپرد .
موسى بن نصير نيز با عدهاى از جنگجويان به طرف آفريقا رفت و با عدهاى از وحشيان ساكن آن منطقه به نبرد پرداخت . وقتى كه موسى بن نصير نزد عبد العزيز آمد ، عبد العزيز موسى را از مصر به شام فرستاد و قرة بن حسان را به جاى او نشاند . موسى نيز نزد عبد الملك به شام رفت و كار عبد العزيز را در مورد خود يادآور شد . عبد الملك به موسى گفت : فرمان عبد العزيز همچون فرمان امير المؤمنين است ما كار او را تأييد مىكنيم . قرة بن حسان به سوى آفريقا رفت در آن جا شكست خورد و بيشتر ياران وى كشته شدند .
در سال 84 ، عبد العزيز بن مروان در مصر درگذشت ، و تا سال 86 ، محمد بن مروان در مصر حكومت مىكرد .
وقتى كه عبد العزيز درگذشت ، عبد الملك تصميم گرفت تا براى وليد بيعت گيرد و پس از آن براى سليمان ، از اين روى براى حجاج نوشت تا از مردم عراق براى اين دو بيعت گيرد و كسى را از اين بيعت فرونگذارد . عبد الملك نيز خود از مردم شام براى وليد و سليمان ، بيعت گرفت .
عبد الملك در نامهاى براى هشام بن اسماعيل كه كارگزار وى در مدينه بود ، خواست تا از مردم مدينه بيعت گيرد . وقتى كه كار بيعت براى وليد و سليمان به پايان رسيد ، سعيد بن مسيب به مخالفت برخاست و گفت : من از زمانى كه روايتى را از رسول خدا ( ص ) شنيدهام با دو نفر بيعت نمىكنم ، و آن اين كه : هر گاه دو بيعت در اسلام روى داد آن بيعتى را كه تازهتر است كنار بزنيد . عبد الرحمن بن قارى نزد سعيد آمد و گفت : من سه پيشنهاد دارم ، هر كدام را خواستى بپذير . سعيد گفت : چه هستند ؟
عبد الرحمن گفت : وقتى كه هشام بن اسماعيل تو را ديد از جاى خود برخيز .
سعيد گفت : چنين نخواهم كرد . پيشنهاد دوم چيست ؟
عبد الرحمن گفت : براى به جا آوردن حج عمره بيرون رو .
سعيد گفت : دوست ندارم دارايى خود را در كارى خرج كنم كه در آن نيت خالص ندارم .
عبد الرحمن گفت : پيشنهاد سوم را بپذير .
سعيد گفت : بگو .
عبد الرحمن گفت : اول با وليد بيعت كن و پس از وى با سليمان .
سعيد گفت : اگر خدا چشم و دل تو را كور كرده است به من ربطى ندارد .
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس ) — صفحة 269
مساهمون: ابن قتيبة الدينوري
ص٢٦٩