جمله بودند ، عبد الرحمن بن ربيعة بن حارث بن و نوفل ، بنو عون بن عبد الله ، عمرو بن موسى بن معمر بن عثمان بن عمره ، محمد بن سعد بن ابى وقاص و از آنان پرسيد نظر شما چيست ؟
ياران وى جملگى گفتند : ما همراه تو هستيم ، دشمن خدا و رسول خدا ( ص ) را بر كنار كن ، زيرا بر كنار كردن وى از بهترين اعمال نيك است . وقتى آنان كار خود را آشكار كردند ، سعيد بن جبير نزد آنان آمد . از او پرسيدند : نظر تو چيست ؟
سعيد گفت : به نظر من ، از آنچه مىخواهيد دست بر داريد ، زيرا اين كار فتنههاى بسيارى در پى دارد . در آن صورت خونها ريخته مىشود . حرامها ، حلال مىشود و دين و دنيا از دست مىرود .
در جواب وى گفتند : او حجاج است كه كارهايى كه نبايد ، انجام داده است ، تا اين كه سرانجام سعيد بن جبير نيز با آنان همراه شد .
اين موضوع به اطلاع حجاج رسيد و به او گفتند : عبد الرحمن تو را به كنار نهاده است و از كسانى كه همراه اويند يكى نيز سعيد بن جبير است .
حجاج گفت : من خود مىدانم كه سعيد هيچ گاه عليه من بر نمىخيزد . حجاج ، غضبان شيبانى را به نزد عبد الرحمن فرستاد .
عبد الرحمن بن غضبان گفت : چه خبر دارى ؟
غضبان گفت : شر بسيار ، به سوى حجاج برو پيش از آن كه او به سوى تو بيايد .
غضبان از سجستان بيرون آمد و به كرمان رسيد ، سرزمينى كه حرارت بسيار داشت . در آن جا براى خود چادرى بر پا كرد .
مردى بيابانگرد نزد غضبان آمد و بر وى سلام كرد و پرسيد : از كجا مىآيى ؟
غضبان گفت : از سرزمينى آرام و بى حركت .
اعرابى گفت : چه مىخواهى ؟
غضبان گفت : بر روى زمين خدا گام بر مىدارم و روزى خود مىطلبم .
اعرابى گفت : امروز چه كسانى پيروزند .
غضبان گفت : پرهيزكاران .
اعرابى گفت : چه كسى جلو افتاد ؟
غضبان گفت : گروه و حزب خداوند كه رستگارند .
اعرابى گفت : چه كسانى از حرب خدا هستند ؟
غضبان گفت : آنان كه پيروزند .
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس ) — صفحة 257
مساهمون: ابن قتيبة الدينوري
ص٢٥٧