عيسى بن مريم ، شاد مىكند ، ابوذرّ را بنگرد . »
اين حديث را ابوعمر در كتاب خود آورده است . »
اين گفتار دهلوىِ پدر بود و اينها همان احاديثاند . دهلوى پسر اين سخنان را بر گرفته و از جهاتى آنها را دگرگونه كرده است :
1 . پندار پدر تشبيه صحابه است به پيامبران در احاديث پر شمار ؛ و پندار پسر تشبيه شيخين به انبياست در احاديث پر شمار .
2 . پدر صحّت اين احاديث را به روشنى ، ادّعا نكرده ؛ ليكن پسر مدّعى صحّت احاديث پر شمارى است كه در آنها شيخين به پيامبران تشبيه شدهاند .
3 . پدر مدّعى نيست كه حاكم حديث ابن مسعود را صحيح بر شمرده است ؛ امّا پسر چنين ادّعايى دارد .
اينها دگرگونسازيهاى دهلوى در گفتار پدر است . وى در اينجا ، گفتار پدرش را بر گرفته است ؛ تنها بدان سبب كه كابلى - همان گونه كه پيشتر گذشت - در پاسخ به حديث تشبيه ، بدين احاديث اشارتى نكرده است . آرى ، سخنان دهلوى و ستيزهجويىهاى او با شيعه ، بافتهاى است از گفتار پدرش ولىاللَّه دهلوى و كابلى .
اى كاش دهلوى همانند كابلى ، به اين احاديث نمىپراخت ؛ ليكن نادانى و تعصّب وى را به اين كار وا داشتهاند . زيرا او در پاسخ حديث تشبيه گفت كه اين تشبيهى محض است ؛ همچون تشبيه خاك به مشك و سنگريزه به مرواريد و ياقوت . اگر ما درستى اين احاديث را از حيث سند بپذيريم ، كافى است كه در پاسخ به آنها همان گفتار وى را بياوريم . بله ، استناد دهلوى به اين احاديث در برابر شيعهء اماميّه ، به پيروى از پدرش ، نشان دهندهء بىخردى اين دو تن است ؛ به همان اندازه كه خودش و استادش تعبير كردهاند .
اشكال و پاسخ - 2
يادآورى سخن دهلوى : « ليكن از آنجايى كه اهل سنّت بهرهاى از عقل خداداد دارند ؛ هرگز ، اين تشبيهات را به برابرى حمل نكردهاند . »