4 . عبدالغنى بن سعيد مقدسى « 1 » : وى از محمّد بن اسماعيل فزارى نقل مىكند :
در صنعا نزد عبدالرزّاق بوديم كه به ما خبر رسيد : يحيى بن معين ، احمد بن حنبل و عدّهاى ديگر ، حديث عبدالرزّاق را فرو نهاده و ناپسندش داشتهاند . بهسبب اين خبر ، اندوه فراوانى ما را فراگرفت ؛ پس گفتيم : مال بسيار صرف كرديم و خود را به رنج افكنديم ؛ امّا فرجام كار ، حديث او از اعتبار فرو افتاد . من همواره از اين موضوع ، در اندوه فراوانى بودم تا اينكه زمان حجّ فرا رسيد . از صنعا به سوى مكّه روانه شدم .
در مكّه ، به يحيى بن معين برخوردم . به او گفتم : اى ابا زكريّا ، حقيقتِ آنچه از شما دربارهء عبدالرزّاق به ما رسيده است ، چيست ؟ گفت : به شما چه رسيده است ؟
گفتم : اينكه شما حديث او را ترك گفته و از وى روى برتابيدهايد . يحيى بن معين پاسخ داد : اى اباصالح ، اگر عبدالرزّاق از اسلام هم بازگردد ، حديثش را ترك نخواهيم كرد .
نيز براى ما از عبدالرزّاق روايت كردهاند كه او گفته است : به مكّه رفتم ، سه روز درنگ كردم ؛ امّا اصحاب حديث به نزدم نيامدند . پس حجّ گزاردم و طواف كردم و به پردههاى كعبه آويختم و گفتم : پروردگارا ! مرا چه شده است ؟ ! آيا من كذّابم ؟ آيا مدلِّس هستم ؟ سپس به خانه بازگشتم . پس از آن ، اصحاب حديث به نزدم آمدند .
احمد بن صالح مىگويد : به احمد بن حنبل گفتم : آيا كسى را نيكو حديثتر از عبدالرزّاق ديدهاى ؟ گفت : نه .
ابوزرعه نيز گفته است : عبدالرزّاق از كسانى است كه حديثشان پابرجا و استوار شده است .
بخارى مىگويد : سال در گذشت عبدالرزّاق 211 هجرى است . اين را گروهى براى بخارى نقل كردهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) سيوطى وى را با عناوين « حافظ » ، « امام » و « محدث اسلام » وصف كرده و كتاب « الكمال » اورا از آثار قابل اعتمادش بر شمرده است . ( طبقات الحفاظ / 488 )
( 2 ) الكمال فى اسماء الرجال ، مخطوط .