در دستانشان ظروفى نورانى و پر از مرواريد و گوهر است كه آنها را مىپراكنند .
از همين روست كه مشايخ ما اين اوراد را در شعبهء جاركاه مىخوانند .
كتاب « ذخيرة الملوك » نيز از آثار اوست ؛ اثرى لطيف با نگارشى زيبا و استوار كه در بردارندهء پيشنيازها و ستونهاى پادشاهى ظاهرى و معنوى است كه در ده باب تنظيم شده و به يادكرد دستورهاى حكومت و فرمانروايى و چگونگى به دست آوردن سعادت دنيوى و اخروى پرداخته است .
4 . مجدالدين بدخشانى
( در جامع السلاسل ) : يادكردى از فقيه همدانى ، على دوم : مير سيّد على همدانى - قدّس اللَّه سرّه - كه وى را على دوم نام دادهاند و مشايخ زمان او بدين گونهاش ستودهاند : پادشاه اولياى خدا و حجّت برگزيدگان ، پيشواى عارفان ، چكيدهء به حق راهيافتگان ، همو كه اسما و صفات را در خود گردآورد و تجلّيها را در خويش فراهم آورد ، زندهكنندهء شريعت و طريقت و حقيقت ، پايان بخش پيشينيان و برگزيدهء پسينيان و وارث پيامبران و فرستادگان ، او كه با ابزار يقين ، مرشد اوليا به طريقهء حق بود ، مركز دايرهء وجود ، راهنما به مقصود ، قطب قطبها ، كمال يافته و كمال بخش خدايى ، امير على كبير ، سيّد على همدانى .
به جز چهار تنى كه نامشان گذشت ، ديگران نيز همدانى را با اوصاف نيكو و پر شكوه ستودهاند ؛ كسانى مانند : ميبدى در « الفواتح » ( كه شرح ديوان اميرالمؤمنين عليه السلام است ) ، شيخ احمد قشاشى در « السمط المجيد » ، ولىاللَّه دهلوى در « الانتباه في سلاسل أولياء اللَّه » و سيّد شهابالدين احمد ، در « توضيح الدلائل في تصحيح الفضائل » .
24 . روايت نورالدين جعفر
وى نورالدين جعفر بن سالار ، معروف به امير م لّا و خليفهء سيّد على همدانى ياد شده است . او حديث تشبيه را در كتاب « خلاصة المناقب » ضمن نقل اشعار شيخ فريدالدين عطّار نيشابورى « 1 » - كه در بردارندهء حديث تشبيه است - نقل كرده و
هامش
( 1 ) . بنابر آنچه در مجلّد حديث تشبيه عبقات الانوار ( چاپ سنگى ، ص 336 ) ذكر شده ، اين اشعار درمصيبتنامهء عطّار نيشابورى آمده است :اى پسر تو بىنشانى از على * عين و لام و يا بدانى از على
از دم عيسى كسى گر زنده خاست * او به دم دست بريده كرد راست
مصطفى گفتش تويى آدم به علم * نوح فهم آن گاه ابراهيم حلم
همچو يحيى زهد و موسى بطش كيست * گر نمىدانى شجاع دين على است