بزرگان ديدار نمود . او محفوظات فراوانى داشت و دوستدار دانش و سنّت بود و بسيار صدقه مىداد و روزه مىگرفت . نظنزى پشيمانكنندهء پادشاهان و سلاطين [ از ستم و بيدادشان ] بود و نزد ايشان منزلتى بزرگ داشت و به آنان بزرگى مىفروخت ؛ ليكن براى دانشمندان فروتنى مىكرد . وى در اصفهان و خراسان و بغداد ، احاديث پرشمارى شنيد و از روايت حديث ، بهرهء مادّى نمىبرد . « 1 »
3 . ابن نجّار
: نظنزى يگانهء دوران و نابغهء روزگار بود و در برخى از فضائل ، بر تمام معاصران خود برترى يافت . « 2 »
14 . روايت سنايى
عارف نامى ، ابوالمجدود بن آدم غزنوى ، ملقّب به حكيم سنايى ، مضمون اين منقبت و مفاد اين حديث شريف را در « حديقة الحقيقة » در ابياتى در ستايش مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام به نظم در آورده است :
عالِمى بود همچو نوح استاخ « 3 » * عالَمى بود همچو روح فراخ
دل او عالم معانى بود * لفظ او آب زندگانى بود
دهلوى ، سنايى را از اهل سنّت مىداند .
حكيم سنايى از شاعران و عارفان نامدار است و اشعار حكمت آميزش نزد اهل ادب و معرفت ، رايج و محفوظ است . عبدالرحمن جامى در « نفحات الأنس في حضرات القدس » - كه شرح حال عارفان پر آوازه را در آن گرد آورده - وى را ياد كرده است . اكنون سخن ما با دهلوى اين است كه سنايى از شاعران بزرگ سنّى مذهب و در نزد دانشمندان ايشان فردى پذيرفته است . وى در مبحث « مكايد » - كه در آن ، نيرنگهايى را به شيعه نسبت داده است - مىنويسد :
هامش
( 1 ) . الوافى بالوفيات 4 / 161 .
( 2 ) . ذيل تاريخ بغداد ، به نقل : « اليقين » اثر سيّد ، ابن طاووس حلّى / 95 .
( 3 ) . استاخ : يگانه . ( لغتنامهء دهخدا ) ( مترجم )