تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
كرده‌اند . وى در ماه صفر سال 438 در رود دجله ، غرق شد . جنازه‌اش را به واسط بردند و در آنجا به خاك سپردند . پسر او ابوعبداللَّه ، محمّد بن على بن محمّد ج لّا بى ، در واسط به نيابت از ابوالعبّاس ، احمد بن بختيار مندايى ، قاضى و حاكم بود . وى شيخى دانشمند و فاضل بود و از پدرش و ابوالحسن ، محمّد بن محمّد بن مخلّد ازدى ، و ابوعلى ، اسماعيل بن احمد بن كمارىِ قاضى و ديگران حديث شنيده بود . من در واسط ، تنها در دو نوبت ، احاديث بسيارى از او شنيدم و در طول مدّت اقامتم در آن شهر ، وى را همراهى مىكردم و احاديث پرشمارى ، به اجازهء او از ابوغالب ، محمّد بن احمد بن بشران نحوى واسطى ، بر وى خواندم . « 1 » از آنچه گذشت ، روشن مىشود كه ابن مغازلى به يك واسطه - كه پسر او باشد - از مشايخ سمعانى ، صاحب « الأنساب » بوده و پسرش بدون واسطه ، استاد اوست ( شرح حال سمعانى در ادامهء كتاب خواهد آمد ) . ابن مغازلى از مشايخ حافظ خميس حوزى نيز هست . خميس ستايش وى را در حقّ ابن سقّاى واسطى و تعصّب اهل سنّت را نسبت به او ، نقل كرده است . حافظ ذهبى مىنويسد : سلفى مىگويد : از خميس حوزى دربارهء ابن سقّا پرسيدم ، گفت : وى از طايفهء مُزَيْنَه از قبيلهء مُضَر است . او سقّا نبود ؛ بلكه لقبش اين بود . وى از بزرگان و ثروتمندان و اهل فضل شهر واسط به شمار مىرفت . پدرش او را به سفر برد و بر سر درس ابوخليفه و ابويعلى و ابن زيدان بجلى و مفضّل بن جندى نشانيد . خدا به عمر و دانش او بركت بخشيده بود . زمانى ، ابن سقّا حديث طير را بر مردم خواند ؛ ليكن ايشان آن را برنتابيدند و بر او شوريدند و از جاى بلندش كردند و جايگاهش را به آب شستند . وى پس از اين رخداد ، خانه نشين شد و با احدى از مردم واسط سخن نگفت . به همين سبب ، احاديث اهل واسط از او اندك است . ابن سقّا در سال 371
هامش
( 1 ) . الانساب : « الجلّابيّ » .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 129 | السيد مير حامد حسين الهندي / السيد علي الميلاني / نادري