سرگردان وسرخورده كرده است . تامس كوهن ، تاريخ علم را چيزى جز ادوار بحران وويراني وانقلاب در ساختار علم نمىداند « 61 » . شاهد بر اين مدّعا ، تئورى « عدم قطعيّت » ورنر هايزنبرگ است كه تئورى قبلي روابط درونى اتمها را به طور كلى زير سؤال برد . پاول فايرابند ، فيلسوف علم معاصر ، خصيصه بارز منطق علوم تجربى نوين را در بىنظمى وبىضابطگى وهرج ومرج طلبي ( آنارشيستى ) آن مىداند ، وهمه چيز را در علوم تجربى ممكن مىشمارد وبىتعهدى به هر اصلى را شرط أول پژوهش برمىشمرد . « 62 » خلاصه آن كه تنها طرفداران بىچون وچراى تجربه گرايى محض ، آن هم از نوع قديمى دورهء أوائل رنسانس قائل به اين گزاره خام بوده وچنين ادعايى را مطرح مىكنند ، لذا كسى كه در دوران حاضر زندگى كند ، امكان ندارد چنين سخنان باطلى را بر زبان براند .
اميدواريم كه در اين مقدمه نسبتا طولانى ، توانسته باشيم نقاب از چهرهء فريبندهء اشكالات موهوم جاهلان ، وتحريفات دروغين معاندان ، وشيطنت بد خواهان برگرفته باشيم .
والسلام على من اتّبع الهدى تهران : 5 بهمن ماه 1379 هجرى شمسي مسعود طالبى
شرح
( 61 ) « ساختار انقلابهاى علمي » ، تامس كوهن ، ص 75 ، ترجمهء احمد آرام ، سروش ، 1369 ه . ش .
( 62 ) اين مطالب را پاول فايرابند أستاذ دانشگاه بركلى كاليفرنيا وزوريخ در كتاب « بر ضد روش » به صراحت بيان كرده است . ترجمهاى نامفهوم ونه چندان دقيق هم شده است توسط آقاى مهدى قوام صفرى ، انتشارات فكر روز ، 1375 ه . ش .