ب - ناقد ، تنها با استفاده از روش استقراء ( از جزء به كل ) ، خواسته نوعي رابطه مستقيم بين قوانين جزئي تجربى برآمده از طبيعت ، با ( تعميم آن به ) كل نظام هستى برقرار نمايد . شرط تحقق اين امر فرض چند چيز است :
أولا ما بايد مباني منطقي استقراء را كاملا بپذيريم واشكال ونقصى بر آن وارد نسازيم . « 60 » ثانيا بر فرض پذيرش وقبول صحت آن ، مىبايست محدوديتهاى ذاتي روش تجربى ودايرهء تنگ آن را ناديده انگاريم . زيرا بسيارى از حقايق وواقعيات حتى تجربى وعيني اين روش را برنمىتابد ، واز دايرهء شمول خود خارج مىكند . در بحث متدولوژى علوم ، معضلات روش تجربى به تفصيل بحث وذكر شده است ومقبول همگان افتاده است .
ثالثا بسيارى از مباحث وشايد قريب به أكثر مباحث الهيات ، ذاتا وماهيتا تن به تجربه نمىدهند ، نه آنكه ضد تجربهاند ، بلكه لباس تجربه تنگتر از آن است كه بر قامت رفيع مباحث عقلي ونظري پوشانيده شود . اين نقص بزرگ مختص به مباحث فلسفي وعقلي تنها نيست ، بلكه شامل بسيارى از مباحث علوم انساني وغير انساني ، وحتى علوم تجربى نيز مىشود وبا روش تجربى نمىتوان بدانها معرفت يافت .
براي آن كه موضوع كمي شكافتهتر شود ، ناچاريم قدرى پيرامون شرايط وخصوصيات آزمون به روش تجربى توضيح دهيم .
أصولا موضوعاتى را مىتوان در معرض آزمون قرار داد كه داراى شرايط ذيل باشند :
1 - در دسترس عموم وهمگانى باشند وامكان سيطره ودستيابى بر آن به راحتى براي همه ميسر باشد .
شرح
( 60 ) در اين زمينه مرحوم شهيد سيد محمد باقر صدر ( ره ) در كتاب « الأسس المنطقيّة في الاستقراء » ، بحث علمي مستوفايى نمودهاند كه خوانندگان جهت اطلاع بيشتر مىتوانند به آنجا مراجعه نمايند .