علوم به تفصيل آنها را ياد كردهاند . « 51 » در دوران ما مرحوم آية اللّه شعرانى ( ره ) وحضرت آية اللّه حسن زادهء آملي ( مد ظلّه ) را مىتوان نمونه بارز ومصداق خواجة نصير الدين طوسي ثاني در اين عصر ناميد .
2 - ارزيابى علمي طبيعيات وروند تاريخي آن :
داورى در بارهء ارزش علمي طبيعيات قديم منوط به در نظر گرفتن چند نكته است :
أول آنكه مسلمين در تمام زمينههاى علوم تجربى زمان خويش تبحّر داشته وبه پيشرفتهاى شايانى نايل آمدهاند وتنها به علوم انساني ونظري نپرداختهاند .
حدود سه قرن پس از پيدايش اسلام ( قرن دهم ميلادي ) تا پايان قرون وسطى ( پانزدهم ميلادي ) نبض همه علوم طبيعي در اختيار مسلمين بود . امّا دقيقا در همان حال ، غرب واروپا ، دوران ظلمت وحاكميت شوم جاهليت مسيحي را سپرى مىكرد .
انحطاط مسلمين در كليه زمينهها به عللى كه بسيار گسترده وقابل بحث وبررسى است در آغاز قرون رنسانس شروع شد ودفتر حيات علمي جهان اسلام در اين دوران بسته مىشود . بنا بر اين طبيعيات اسلامى تنها تا اين دوران ارزش حياتي وتاريخي خود را حفظ مىكند وپس از آن از گردونهء شتاب انگيز علوم تجربى جهان خارج مىشود . هر چند كه نو آورىهاى علمي وفنى مسلمين نيز ، آن طور كه بايد وشايد در منابع اصلى تاريخ علوم ضبط وتحليل ومسطور نگرديده است ، زيرا اين كارى است بسيار تخصصى وسزاوار است از سوى خود مسلمين با توجه به آشنايى آنان با فرهنگ اسلامى وبومى خويش انجام پذيرد . گو اينكه
شرح
( 51 ) مانند جورج سارتن كه در كتاب « مقدمه بر تاريخ علم » ، 2 ج ، ترجمهء حسن صدر افشار ، چاپ سازمان برنامه وبودجه ، به تفصيل آراء علمي وأسامي دانشمندان مسلمان را در كليه علوم تجربى وغير تجربى آورده است .