ب - محور به ظاهر اساسى ديگرى كه جولانگاه تاخت وتاز مخالفان فلسفه اسلامى گشته ،
مبحث طبيعيات قديم است ، زيرا أكثر مطالب آن ارزش علمي خود را از دست داده وابطال گرديده است . به زعم منتقدان عجول وخام انديش ، نقطهء ضعف بزرگى را يافتهاند ، كه درمان ناپذير است وچه توهمات وداستان سرايىهايى كه به دنبال آن در مقام استنتاج بر آن مترتّب ننمودهاند ، تا جايى كه پا را از حريم طبيعيات فراتر نهاده وبه الهيات وبخشهاى ديگر فلسفه ومعارف اسلامى حملهور شدهاند وبا كيمياى جهالت مىخواهند از اشكال مسى زنگ زدهء خود ، طلا بسازند .
براي تبيين دقيق وعلمي مسئله وجايگاه طبيعيات قديم در فلسفهء اسلامى وريشهء تحولات تاريخي آن ومقايسه آن با ديدگاههاى جديد در علوم تجربى عصر حاضر ، مطالبى را در چند فصل معروض مىداريم .
1 - جايگاه علمي ، تعريف وموضوع طبيعيات :
طبيعت از نظر قدما عبارتست از : هر آنچه در دايرهء محمولات آن ( طبيعت ) از حيث حركت وسكون مورد بحث واقع بشوند ، ونيز موضوعاتى جزئي هستند مربوط به يكى از قواى نفس كلى كه شناخت قوّهء دگرگونى كننده در موجودات أعم از انسان وحيوان ، گياه وأفلاك وغيره ، ويا به عبارت ديگر پيرامون عناصر تشكيل دهنده ( پديدهها وأجسام ) آن ويا قوانين حاكم بر روابط پديدهها بحث نمايد ، وبيشتر از طريق تجربى قابل شناخت ووصول است اين علم را علم طبيعي مىگويند « 48 » . كه دقيقا مطابق با علوم تجربى عصر ما از قبيل فيزيك ، شيمى ، پزشكى ، زيست شناسى و . . . هستند .
از طرفي مىدانيم كه موضوع اصلى حكمت وفلسفه ، مطلق وجود وعوارض ذاتيهء آن است « 49 » وأصلا به علم كلى معروف ومعنون است . بنا بر اين همت دانشمند
شرح
( 48 ) الهيات الشفاء ، ج 1 ، ص 4 ، تصحيح إبراهيم مدكور ، قاهره .
( 49 ) همان ، ص 4 و 5 .