قسم سوم دعاهاى تعويذ و آن چند دعاست .
روايت اول : عبد الله بن يحيى كاهلى گفت ابو عبد الله ( ع ) فرمود : وقتى با درنده بر خورد كردى در صورتش آية الكرسى بخوان و بگو : « عزمت عليكم بعزيمة اللَّه و عزيمة محمّد ( ص ) - و عزيمة سليمان بن داود و عزيمة امير المؤمنين عليه السّلام و الائمة من بعده » .
شما را به سوگند خدا ، سوگند مىدهم و به سوگندهاى محمد ( ص ) - و سوگندهاى سليمان بن داود و سوگندهاى امير المؤمنين و ائمه بعد از وى سوگند مىدهم .
ان شاء اللَّه درنده باز مىگردد راوى گفت : بيرون آمدم ناگاه به درندهاى برخورد كردم دعا را خواندم و او را سوگند دادم كه از سر راه ما دور شود و به ما اذيت نرساند راوى گفت : وقتى به او نگاه كردم سرش را پايين كرد و زير انداخت و از راه بازگشت . عبد الله بن سنان از امام صادق عليه السلام روايت كرد گفت : وقتى با حيوان درنده برخورد كردى بگو : « اعوذ بربّ دانيال و الجبّ من كلّ اسد مستأسد » پناه مىبرم بر پروردگار دانيال و چاه از شر هر شير دلير .
روايت دوم : امام صادق فرمود : آيا تو را كلماتى ياد ندهم كه در گرفتارى بگويى : بگو « بسم الله الرّحمن لا حول و لا قوّة الّا بالله » خداى تعالى بوسيله اين دعا بلاها را از تو دور مىكند .
روايت سوم : محمد بن يعقوب در حديث مرفوعى روايت كرد كه محمد بن هارون به ابى جعفر ( ع ) نوشت و از او درخواست تعويذ براى بادهايى كه بر كودكان عارض مىشود نمود ( 76 ) حضرت به خط خود نوشت : « اللَّه اكبر اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه اللَّه اكبر لا إله الّا اللَّه و لا ربّ لى الّا اللَّه له الملك و له » خداى بزرگ است شهادت مىدهم كه محمد رسول خدا است خداى بزرگ است خدايى جز الله نيست و پروردگارى جز الله نيست سلطنت از آن او است .
« الحمد لا شريك له سبحان اللَّه ، ما شاء اللَّه كان و ما لم يشاء لم يكن اللّهمّ ذو الجلال و الاكرام ربّ موسى » و حمد از آن وى مىباشد شريكى ندارد و منزه است . آنچه خدا بخواهد مىشود و آنچه نخواست نشد و اى خداى ذو الجلال و الاكرام خداى موسى