المرسلون و الائمة الرّاشدون المهديّون و عباده الصّالحون من شرّ ما رأيت و من شرّ رؤياى امامان راه يافته و هدايتكننده و بندگان شايسته از آن به وى پناه مىبرند از شر آنچه در خواب ديدم و از شر رؤياى خودم « ان تضرّنى في دينى او دنياى و من الشيطان الرّجيم » اينكه به من ضررى در دين يا دنياى من زند و از شر شيطان رجيم .
روايت يازدهم : على بن مهزيار گفت : محمد بن حمزه علوى به من نوشت و از من درخواست كرد كه به ابى جعفر ( ع ) بنويسم و از او درخواست كنم كه دعايى براى گشايش امور به من تعليم دهد و آن حضرت در پاسخ من نوشت : امّا درخواستى كه محمد بن حمزه علوى كرد كه اميد گشايش او را در آن دارم به او بگو كه پيوسته بگويد :
« يا من يكفى من كلّ شيء و لا يكفى منه شيء اكفنى ما اهمّنى » اى كسى كه همه اشياى را كفايت مىكند و هيچ چيز وى را كفايت نمىكند از آنچه كه مرا مغموم كرده است كفايت كن ! من اميدوارم كه خداى تعالى از غم او كفايت كند ان شاء الله تعالى روايت دوازدهم : صدوق گفت پدرم از پدرش از امير المؤمنين ( ع ) حديث كرد كه فرمود شبى قبل از جنگ بدر ، خضر را در خواب ديدم به او گفتم چيزى به من بياموز كه بر دشمنان پيروز شوم خضر گفت بگو : « يا هو يا من لا هو الّا هو » به هنگام صبح قصه را به عرض رسول خدا ( ص ) رساندم حضرت فرمود : اى على ( ع ) اسم اعظم به تو ياد داده شد و آن كلمات در زبانم در روز جنگ بدر بود و اينكه امير المؤمنين قل هو الله را خواند وقتى تمام شد فرمود : « يا هو يا من لا هو الّا هو اغفر لي و انصرنى على القوم الكافرين » اى هواى كسى كه خدايى نيست جز وى مرا بيامرز و بر گروه ستمكار پيروزى بخش . و همان را در جنگ صفين مىخواند و دشمنان را دفع مىكرد .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٢٣٣