عليهم السلام نكنند آن مجلس مجلس حسرت ايشان در روز قيامت خواهد بود . و نيز از امام صادق روايت شده است كه : هيچ مجلسى نيست كه نيكان و بدكاران در آن جمع شوند سپس بدون ياد خدا از آن مجلس متفرق شوند ، جز آنكه آن مجلس ، مجلس حسرت ايشان در روز قيامت خواهد شد . و فرمود : مؤمن بر هر مرگى مىميرد جز از صاعقه كه صاعقه بر مؤمن ذاكر فرود نمىآيد . و اما مطلب دوم كه « خرد حكم مىكند بايد جلوى ضرر را گرفت » مطلبى بديهى است .
و ادلّهء نقلى : يعنى دلالت كتاب و سنت از پيامبر و ائمه و قرآن كريم بر اهميت ذكر
به اين شرح است : آياتى از قرآن كريم بر آن دلالت دارند . اين سخن از جمله سخنانى است كه خداى به پيامبر ( ص ) خطاب مىكند و مىفرمايد :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
« 1 » بگو : خدا سپس ايشان را به خودشان واگذار تا در آنچه كه فرو رفتند بازى كنند ، و نيز گفتار حق تعالى :
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً
« 2 » خدايت را در پيش خودت به زارى و پنهانى ياد نما ! و همچنين گفتار حق سبحانه
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
« 3 » مرا ياد كنيد شما را ياد كنم و گفتار حق سبحانه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
« 4 » اى ايمان آورندگان خداى را زياد ياد كنيد و او را در صبحگاه و شامگاه تسبيح نماييد .
اما سنت : رواياتى زياد در اين زمينه وارد شده است كه ذكر همه آنها به طول مىانجامد و تنها بذكر چند روايت اكتفا مىكنم .
روايت اول : محمد بن ابى عمير از هشام بن سالم از ابى عبد الله ( ع ) روايت كرد كه حق تعالى فرمود : هر كس به ذكر من از سؤال و درخواست از من باز ماند بهتر از عطاى درخواستكننده به او مىدهم . همين خبر به تنهايى در اثبات اهميت ذكر كه اكنون در صدد بيان آن هستيم كفايت مىكند زيرا ذكر جانشين دعا مىشود و بر آن فضيلت و برترى دارد . هر فايدهاى را كه دعا دارد ، ذكر هم دارد .
روايت دوم : هارون بن خارجه از ابى عبد الله عليه السلام روايت كرد : كه بندهاى به سوى خدا
هامش
( 1 ) . 6 / انعام ، 91 .
( 2 ) . 7 / اعراف ، 204 .
( 3 ) . 2 / بقره ، 152 .
( 4 ) . 33 / احزاب ، 40 و 41 .