تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
حالى كه ملامت گرديده و مستحق ملامت شد از دنيا خارج كرد « 1 » اموالى كه در كيسه ريخت و سرش را محكم بست و حقوق صاحبانش را به آنها نداد و براى جمعش در بيابانهاى بىآب و علف و صحراهاى خشك و سوزان راه پيمود و در دل درياها سفر كرد . اى آگاه ! فريب مخور ، چنان كه رفيقت ديروز فريب خورده است ، زيرا بيشترين حسرت را در روز قيامت كسى مىخورد كه مال خود را در ترازوى ديگران مىبيند و خداى تعالى اين را به آن مال وارد بهشت مىسازد و به آن مال او را وارد آتش مىكند .

[ اعمال بدون ولايت ]

و امام صادق عليه السلام فرمود : زيانكارتر از اين مرد حسرت كسى است كه مال زياد را با زحمت فوق العاده و دست بگريبان شدن با اهوال و حوادث جمع كند سپس مال خود را با صدقات و ميراث فنا كند و جوانى و قوّت خود را در عبادات و نمازها بگذارد ولى براى حضرت على بن ابى طالب حقى ( ولايت ) را قايل نباشد و محل او را از اسلام نشناسد و كسى را كه يك دهم ارزش او را ندارد بلكه يك دهم از يك دهم او نباشد او را بالاتر از حضرت بداند بر ادله واقف مىشود ، ولى در مورد آن فكر نمىكند و بواسطه آيات و اخبار با او محاجّه مىشود ، ولى ابا مىكند و جز به گمراهىاش نمىافزايد اين حسرتش از هر حسرتى بيشتر است و در روز قيامت مىآيد و صدقاتش بسان افعى براى او متمثل مىشود و او را ميگزد و نمازها و عباداتش بسان ملايكه عذاب الهى متمثل مىشوند او را به جهنم مىكشانند مىگويد واى بر من ! مگر من از نمازگزاران نبودم آيا من از پاكان نبودم آيا از اموال و زنان مردم پرهيز نكردم ، ولى چرا به اين مصيبت و بلا دچار شدم ؟ به او گفته مىشود : اى شقى ! عمل تو براى تو فايده‌اى ندارد ، زيرا اعظم واجبات الهى بعد از توحيد خدا و ايمان به نبوت حضرت محمد بن عبد اللَّه عليه السلام را ضايع كردى و شناخت حق على ( ع ) ولى خدا را كه لازم بود ترك كردى و خود را ملتزم به امامت دشمنان خدا كردى . كه بر تو حرام بود اگر به عوض اين اعمالت خداى را از اول دنيا تا آخرش عبادت مىكردى و بدل صدقات همه اموال دنيا را صدقه مىدادى ، بلكه اگر زمين پر از طلا مىبود و تو آن را صدقه مىدادى ، آن اعمال و صدقات جز دورى از رحمت خدا براى تو چيزى به ارمغان نمىآورد و به خشم خدا نزديك‌تر مىشدى .
هامش
( 1 ) بابا افضل كاشى در همين مورد مىفرمايد :هرگز پر طاوس به كركس ندهند * و ان را كه گليم بايد اطلس ندهند گويى كه فلان مرد و خيرات نكرد * خيرات عزيز است به هر كس ندهندديوان - ص 105