تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اى حضرت نبى مهيمن اختيار من به حكم ذو المنن برأى عاليمقدار تو منوط و بأمر اقتدار تو مربوط است اما الحال در همين حال به آن امر مأمور و به آن خدمت مشكور ميگردانى . آن حضرت فرمود : نعم در ساعت آن جبل من غير تراخى و مهل به حكم رسول عز و جل منشق به دو حصهء عدل گشته اعلاى آن جبل منقلب بأسفل و اسفل آن منقلب و مرتفع باعلاى آن محل گرديد و اصل آن فرع و فرع آن اصل شد . پس از آن جبل ندا فرمود كه اى معشر يهود اين معجزه و برهان ظاهر و عيان كه از اين رسول آخر الزمان مشاهده نموديد آيا زعم شما چنان است كه اين كمتر از معجزات موسى بن عمران است كه شما به آن ايمان آورديد ، اين گمان شما عين وزر و عصيان و خلاف واقع و بهتان و محض عداوت با رسول ايزد منان است . يهودان بعد از استماع اين سخنان از آن كوه گران بغايت آزرده و حيران شدند ، بعضى ايشان روى بقوم و خويشان خود كرده گفتند كه ما را اصلا از اين مرد مقر محض است ، و بعضى ديگر گفتند كه اين مرد ساحر و مؤتى است ؛ يعنى ساحر كه چيزها را بطريق كهانت و باخبار ديگر مردم را گول زند و از سحره مهره چيزهاى بسيار ظاهر و آشكار گردد ؛ بايد كه شما يهودان از ديدن آن نشان فريفته و حيران نگرديد و گول او را مخوريد . در آن محل آن جبل بفرمان حضرت عز و جل بتكلم و تزلزل درآمد و گفت : اى دشمنان ايزد سبحان شما در سابق زمان بامثال اين سخنان ابطال نبوت موسى بن عمران نموديد زيرا كه چون از آن حضرت اقتراح و استدعا نموديد كه اگر عصاى شما اژدرها گردد ما به تو ايمان آريم بعد از حصول مسئول شما بموسى عليه السّلام گفتيد كه عصاى تو اگر اژدرها يا بحر را راهها يا كوه در بالاى سر شما مثل سايبانها گردد ما به تو ايمان