تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
و نيز چون خليل الرحمن را نمرود مردود بدمدمه و فسون شيطان به آتش سوزان انداخت در همان حال آن نبى ذو الجلال متذكر و متوسل به حضرت محمد و آل عليهم السّلام گرديد و گفت : بار خدايا من تو را التماس و استدعا به حق حبيب تو محمد و آل او مينمايم كه مرا از اين آتش و نيران نجات و امان عنايت نمائى . في الفور رحيم علام آن آتش افروخته را بر آن نبى الاكرام بر دو سلام گردانيد . نيز حضرت موسى كليم در هنگام مخاصمه فرعون لئيم و وقت مشاجره و منازعه با ساحران چون عصاى خود را به حكم رحيم الرحمن القاء نمود و آن عصاى بيجان ثعبان گرديد ، آن حضرت را خوف و رعب بىپايان بهم رسيد ، كليم عليه السّلام در آن ساعات مناجات بقاضى الحاجات فرمود كه : بار خدايا من ترا التماس و سؤال به حق محمد و بجاه و جلال آل او مينمايم كه مرا از اين خوف مطمئن و مشعوف گردان . در آن بادى ملك تعالى خطاب بموسى عليه السّلام نمود كه « * ( لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الأَعْلى ) * » يعنى اى موسى بايد كه ترس و بيم بر خاطر واجب التعظيم خود راه ندهى بدرستى كه تو بوسيلهء اعطاى رتبهء نبوت در جلالت شأن و رفعت به مكان ممتازى و چون مستشفع بشفعاى كرام گشتى در محل رضا و امانى . اى يهودى اگر موسى كليم بادراك صحبت كثير البهجت من خاطرش مستقيم نگردد و اقرار بنبوت من و ايمان برسالتم نيارد البته ايمان سابق او به هيچ وجه من الوجوه نفع به او نرساند پس نبوت او بىفايده و عبث گردد . اى يهودى از ذريت من در آخر الزمان مهدى عليه السّلام بيرون آيد و بعد از خروج آن حضرت عيسى بن مريم از آسمان به حكم قادر سبحان بواسطه نصرت و دريافت صحبت لازم المسرت آن خلاصهء خاندان طيبين و طاهرين به زمين آيد و به جهت تصديق آن امام زمان در وقت اداى فرايض ايزد علام اقتدا به آن امام خاص و عام نمايد و نماز دوگانه در عقب آن يگانه گوهر ولايت و نبوت بجاى آرد و مزيد درجهء ثواب و عزت آن حضرت عليه السّلام گردد .