تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
شن مىچرد . ص 182 « اصالة . . . العطل » اصالت انديشه‌ام مرا از لغزش بازداشت ، و زينت فضل بهنگام فقدان زينت مرا زينت بخشيد . ص 204 « سقى . . . وايله » . خانه سلمى را در « نعف رواوه » تا ناحيه « قهب » بارانهاى پرپشت و دانه‌درشت آسمانها ( يا ابرها ) سيراب كناد . ص 194 « بنو مضر . . . اشيل » قبيله بنى مضر در روز رويارويى ( جنگ ) گويى شيرهايى هستند كه در « بطن خفان » بچه‌هايى دارند . ص 198
« السّيف اصدق انباء من الكتب * فى حدّه الحدّ بين الجدّ و اللعب »
شمشيرها از نظر پيشگويى از كتابها راستگوتر است ، و در تيزى لبه آن جدايى ميان جدّى و شوخى است . ص 256 « ارى . . . الاصبحى » امّتى را مىبينم كه شمشيرش را از نيام برآورده و بر تعداد تازيانه « اصبحى « 1 » » اش افزوده شد . ص 258 « اجدّ . . . و شابا » . دل دورى گزيدن از سلمى را تجديد كرد ، و پس از آنكه پير شد و سلمى ( نيز ) پير شد ، دست از هوس‌بازى برداشت . ص 291 « نضا . . . المجدّع « 2 » » روشنايى او رنگ تاريكى را زدود ، و به سبب شادابى و طراوتش جامه راه‌راه تاريكى درهم پيچيده شد . ص 310 « أ بكاء . . . عن نوار » . آيا خانه به خانه مىگريى ، و با وصل زينب ، هجر نوار را از ياد مىبرى و آرام مىگيرى ؟ ! ص 344 « النّار . . . و الخشب » آتش است و ننگ و ناملايم و درافتادگى و كشتن به دار آويختن و نيزه‌هاى سخت و چوب .
هامش
( 1 ) - السّوط الاصبحى » تازيانه منسوب به « ذو اصبح » يكى از شاهان حمير است . ر ك : لسان العرب ، حرف الحاء ، فصل الصّاد . ( 2 ) - در ديوان ابو تمام ، ج 2 ( چاپ دار المعارف مصر ) بجاى « المجدّع » « المجزّع » ضبط شده است و در ترجمه همان وجه مضبوط در ديوان منظور شد .