تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
به هركه خواهى بخشش كن تا فرمانروايش باشى ، و از هركه خواهى بىنياز باش تا نظيرش باشى ، و به هركه خواهى نيازمند شو تا اسيرش باشى . ص 169 « للمؤمن على المؤمن . . . » ص 72 متن . مؤمن را بر مؤمن نه حقّ است ؛ پيوسته او را اندرز دهد ، دعوتش را اجابت كند و نيكو ياريش دهد و غيبتش را منع كند ، و خطايش را ببخشد ، و معذرتش را بپذيرد ، و عهد و امان او را حفظ كند ، و هنگام مريضى به عيادتش رود ، و جنازه‌اش را تشييع كند ، و آن حقوق را دهمين نيست . ص 214 « ايّما امرأة . . . » ص 126 متن . هر زنى كه در غير خانه‌اش جامه‌هايش را درآورد ، پرده ميان خود و خداى خود را دريده است . ص 214 « هو الطّهور . . . » ص 126 متن . دريا آبش پاك و پاك‌كننده است و حيوان مرده در آن حلال است .

باب پنجاه و چهارم ؛ مناسبت :

ص 234 « اعيذ كما بكلمات . . . » ص 150 متن . شما دو تن ( حسن و حسين ) را از شرّ هر شيطان و از شرّ هر گزنده و از شرّ هر چشم بد در پناه كلمات تامّه خداوند قرار مىدهم . ص 235 « أسكنهم و اللّه . . . « 1 » » ص 150 متن . به خداى سوگند همانا خاموششان ساخت آن‌كس كه به سخنشان آورد و نابودشان گردانيد آن‌كس كه آفريدشان ، و به زودى ايشان را چنان كه آفريده مىيابد و چنان كه پراكنده ساخته گرد مىآورد .

باب پنجاه و ششم ؛ نفى چيزى با ايجاب آن :

ص 237 « نعم العبد . . . » ص 153 متن . صهيب نيكوبنده‌اى است ، اگر از خدا نمىترسيد معصيت نمىكرد .
هامش
( 1 ) - ترجمه قسمتى ديگر از عبارت آن خطبه كه قبل از بخش مذكور در متن است ، و در پاورقى آمده چنين است : « از سرانجامى كه به آن بازگشتند خبر نمىدهند ، و اگر مىتوانستند بگويند مىگفتند ، جام تلخى از مرگ نوشيدند ، و ذره‌اى از اعمال خود را مفقود نيافتند . »
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 458 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري