تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
وى گردش حيوان وحشى را در طلب آبشخوار و جست و جوى گياه چنان وصف كرده و گفته است : [ از بحر بسيط ]
116 حتّى إذا معمعان الصيف هبّ له * بأجّة نشّ عنها الماء و الرّطب
« 8 »
117 و صوّح البقل نئّاج تجىء به * هيف يمانيّة فى مرّها نكب
118 و أدرك المتبقّى من ثميلته * و من ثمائلها و استنشئ الغرب
119 تنصّبت حوله يوما تراقبه * صحر سماحيج فى أحشائها قبب
120 فراح منصلتا يحدو حلائله * أدنى تقاذفه التّقريب و الخبب
« 9 » و به زنى اعرابى گفته شد : « منزل شما كجاست ؟ » گفت : « جايى كه باران فرودآمد » ؛ چنان كه به يكى از اعراب گفته شد : « كجا فرودمىآيى ؟ » گفت : « جايى كه گياه باشد . » و بتحقيق شاعران در حق خانه‌ها - در ارتباط با حالات گوناگون آنها چون اقامت در آن ، و انتقال از آن ، و مشخص بودن آثار و مخفى بودن آن - به سيرابى دعا بسيار كرده‌اند ، و همه آن سخن‌سراييشان به سبب حرص بر آن سرزمينها و تنفّر از مفارقت اماكن مألوف و مواضع اقامت است ؛ زيرا باران و گياه و سبزه‌اى كه از آن پديد مىآيد ، موجب جمع شدن جمع و رفع تشتّت است ؛ شاعر اولى گفته است : [ از بحر طويل ]
121 سقى طلل الدار التى أنتم بها * سحائب وبل صيف و ربيع
و شاعر ديگرى گفته است : [ از بحر بسيط ]
122 لا عهد لى بعد أيّام الحمى بهم * و علّ ذاك سقى اللّه الحمى مطرا
و ابن مجالد الفزارى گفته است : [ از بحر طويل ]
هامش
( 8 ) - در شرح ديوان ذى الرّمة ، چاپ دمشق ، ذيل ص 54 آمده است ( به نقل از نسخه صن ) : الرّطب به معناى گياه است ، و ليكن شاعر به ضرورت شعرى الرّطب ، به ضمّه اول و دوم آورده است . - م . ( 9 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 11 - 12 ملاحظه شود .