زبانش از ناحيه كنج چپ دهان برگشته است .
و قال ابو الرّمكاء . . .
ابو الرّمكاء گفت كه آشنايى وى با نان كهنه است ، و او را سالى اندوهبار و مطرود است .
و قبلك . . .
و پيش از تو طبيب مريض را معالجه كرد . پس مريض بماند و طبيب بمرد .
و كذاك . . .
و روزگار جوانمرد را در جست و جوى زندگى و در حالات گوناگون ، آن چنان هدف قرار مىدهد .
و لقد علمت . . .
هرآينه بتحقيق دانستم مرگ فرا خواهد رسيد كه تيرهاى مرگ را خطايى نيست .
و النّاس . . .
و مردم به كسى كه در زندگى با خوبى و خير روبرو مىشود چيزى مىگويند كه دلش مىخواهد ، و براى ما در آن كه به هدفش نرسيده داغ و مصيبت است ( يعنى به بخت برگشته گويند مادرش به عزايش بنشيند ) .
و هو الّذى . . .
اوست كه از زن باردار ، از ميان اندرون و غضروفهاى پهلو جاندارانى كه حركت مىكنند ، بيرون آورد .
يا شبيه . . .
اى آن كه در نيكويى و درخشندگى و منزلت و رفعت همانند ماه تمامى .
يا قاتل . . .
اى خداى بنى السّعلاة كه از نسل عمرو بن يربوع و از بدترين مردمند بكشد ! يختلف . . .
مردم تا زمانى كه ما براى كارشان گرد نياييم ، با يكديگر اختلاف پيدا مىكنند ، و هرگاه طايفه مضر بر سر امرى متّحد شوند ، اختلافى تحقّق نمىيابد .
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي )
ص٥١٧