5
ترجمه اشعار و عبارتهاى عربى در پاورقيها
آذنتنا . . .
« اسماء » ما را از جدايى خود آگاه ساخت ، و چه بسا اقامتگزينندهاى كه اقامت از او خسته مىشود .
إذا توجّس . . .
( آن صيّاد ) هرگاه صدايى از برخورد سر سمهاى آن خران وحشى ( گورهخران ) احساس مىكند ، مثل آن است كه ( دچار تب شده ) يا لرزهاش گرفته يا به سينه پهلو گرفتار آمده است .
إذا طلعت الشّعرى . . .
هرگاه ستاره « الشّعرى » بامدادان طلوع كند و بارانى نبينى ، سپس هيچ گوسفندى را خوراك قرار مده ، و شتران را بدنبال فرست تا براى تو در روى زمين جاى آباد جستوجو كنند .
إذا امست الثّريّا قمّة رأس . . .
هرگاه ستاره ثريّا شباهنگام بر بالاى سر رسد ، پس شب جوان و شب طعام ( يا شب تبر ) است « 1 » .
اذا امست الثّريّا قمّ رأس . . .
هامش
( 1 ) - شايد مقصود سجعپرداز عرب اين باشد كه در آن هنگام ، جوان بايد با تيشه در پى گرفتن هيزم باشد ، فأس به معناى غذا خوردن نيز هست ، بنا بر اين شايد مقصود اين باشد كه هنگام طلوع ثريّا بر بالاى سر كه مقارن با فصل زمستان است ، كار مردم خوردن غذا و ميهمانى است . - م .