است ، تا آن هنگامى كه دو ماه بگذرد و خوشههاى آويخته شده را در رنگهاى گوناگون همانند تاجها بر سر مطربان خواهى ديد .
275 - 282 اعددت . . . ص 132 براى همسايه و خواستاران جود و بخشش ، نخلهاى ميوه رسيده ( روازقى « 27 » ) را در خشكسالى آماده ساختم ، پرندگان در ميان آن نخلها با زبانهاى گوناگون نغمه سرايند ، و در سخنانشان دروغگو و راستگويند ، و داراى گردنبندهاى جواهرنشانند ، و در ميان آن نخلها همراه با هلهلهها ، مستانه بالوپر مىگشايند و جابجا مىشوند ؛ در ميان كبوترانى كه آويخته شدهاند ، و دندانهاى خندان از جنس كافور را آشكار ساختهاند ، تا آنگاه كه به ميعاد بازگردند ، و از گوهر سنگين شوند و تاج طلاى آبدار بر سر نهند ، و آنگاه به ظرفهايى تبديل شوند ، و عسل سفيد در بر گيرند ، و با طلاى ناب از كلاهك جدا شوند .
283 - 284 و تمر . . . ص 134 چه بسا خرمايى آوردند همانند طفلان زنگى كه بر سر آنها با كره ، عمامه نهادهاند پس پيوسته دندانهاى نيش ، شكمهايشان را مىدريد چنان كه شيران شكارهايشان را با چنگالها دريدند .
285 - و له طعمان . . . ص 134 او را دو مزه است : مزه عسل و حنظل ، و همه آن دو مزه را چشيدهاند .
286 - و ضرب . . . ص 135 ( و سفارش مىكنم شما بنى اسد را ) به زدن جمجمهها ، زدنى پى در پى و سخت همانند حنظل بيابان رامة كه دانهاش چيده مىشود ( يا حنظل بيابان رامه دانه حنظل مىچيند ) .
287 - 288 و كائن . . . ص 135 چه بسا بيابانى كه ناقه من به قصد تو پشت سر نهاد ، و حوضهاى آب گنديدهاى كه در آبشخوارهاى آن ، كرمها لاغر بودند و گويى پوستههاى ساقطشده دانه حنظل خرد
هامش
( 27 ) - روازق : در لغت به معناى سگهاى درنده است ، و آنچه به نظر مىرسد مفرد اين لفظ باشد « رازقى است كه به معناى نوعى از انگور طائف است ( لسان العرب ، حرف القاف ، فصل الرّاء ) و ظاهرا در اينجا نام نوعى خرماست . - م .