244 - الست . . . ص 122 آيا مدّ امواج فرات را نمىبينى كه گويى كوههاى « شرورى » است كه شناكنان به دريا آمده است .
245 - كانّنا . . . ص 122 گويى ، در حالى كه قلههاى كج و معوج ( شتران ) ما را حمل مىكنند ؛ در آن هنگام كه سراب بيابانها متموج مىگردد ( - گويى ما در آن هنگام ) همانند موج شط فراتيم .
246 - تطيل . . . ص 122 در آن بيابان شتران ، همچون تپههاى سياه ، گويى كشتيهاى بلندى هستند كه قير آن با چوب درخت ساج آميخته است « 24 » .
247 - بأينق . . . ص 123 با ناقههايى كه مانند تيرهاى ساختهشده از درخت نبع است و شكمهايشان لاغر شده و همانند كشتيهاى بزرگند .
248 - كان دفيه . . . ص 123 گويى دو پهلوى وى ، هنگامى كه در حركتش خود را به زحمت مىافكند دو موجى است كه دستخوش باد جنوب شده است .
249 - يما شيهنّ . . . ص 123 درياى سبزى كه امواجى بلند و سيهچرده همچون سايبانها دارد ، و كنارهاى آن تكههاى خمهاى بزرگ است ( - آن دريا ) اسبها را همراهى مىكند ( و يا بر آنها پيشى مىجويد ) .
250 - وداع . . . ص 124 . . . و چه بسا فراخوانندهاى كه فرا خواند و گفت : « اى آن كه دعوت به بخشش را اجابت مىكنى » و ليكن پاسخدهندهاى نداى او را پاسخ نداد .
251 - و انى و اياكم . . . ص 125
هامش
( 24 ) - در متن بيت فوق « غصّ بالسّاج قيرها » قلبى روى داده و اصل عبارت مذكور بايد چنين باشد : « غصّ ساجها بالقير ( چوب آن به قير آغشته شده است ) . - م .