وجود دارد و نه تخمى .
196 - 198 اذا ابقت . . . ص 108 اگر دنيا دين آدمى را برايش باقى گذارد ، پس آنچه از دستش برود وى را زيان نرساند ، و همانا مردى كه با تجارتى به سراى ديگرش كوچ نكرده است ، آن مرد تاجر نيست .
اگر به دنيا حريصى ، توشهات از دنيا همانند توشه مسافر است .
199 - 201 هل للفتى . . . ص 109 آيا جوانمرد را از دختران روزگار ( حوادث روزگار ) نگهدارندهاى است و آيا كسى او را از چنگال مرگ با دغا و تعويذات ، رهاننده است ؟
آنها مرا راست و درست كردند ، من هيچ پراكندگى را روبهراه نكردم و مرا داخل ( در قبر ) ساخته گويى همانند دستمال پيچيدهشدهاى هستم .
كارها را بر خود آسان گير و حريص و نگران مباش ؛ كه آنچه ما را باشد ، براى وارث زنده است .
202 - 203 تسر بما يبلى . . . ص 109 با آنچه كهنه مىشود شاد مىگردى ، و با آرزوها خوشحال مىشوى ؛ چنان كه بيننده رويا در عالم خواب با خوشيهاى رويا فريفته مىشود . روز تو ، اى شخص فريفته شده اشتباه و فراموشى است و چارپايان در دنيا چنان زندگى مىكنند .
204 - أسيء بنا . . . ص 110 در حق ما بدى كن يا نيكى ، اگر دنيا از ما روى گرداند نزد ما نه مورد سرزنش است ، و نه مورد كينهتوزى .
205 - و ذموا . . . ص 110 و دنيا را براى ما نكوهش نمودند و حال آن كه خود از آن در نوبتهاى متوالى شير مىنوشند تا جايى كه از سر پستان كور نيز شير جارى مىشود .
206 - احلام نوم . . . ص 111 ( دنيا ) رؤياهاى شخص خواب يا مانند سايه نيست شونده است بدرستى كه خردمند به چيزى همانند دنيا فريب نمىخورد .
207 - 212 باتوا . . . ص 111
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي )
ص٤٣٢