و سالم باشى .
170 - يودّ الفتى . . . ص 104 شخص جوان دوام سلامتى را با جدّ و كوشش دوست دارد و فكر مىكند دوام سلامت چه كارى را انجام مىدهد ! ؟
171 - 172 تصرفت . . . ص 104 هنگام پيش آمد هر امر عبرتانگيزى دگرگونيها يافتم ، و عهد نوجوانى من تازه بود و كهنه گرديد و هيچچيز افزايش نيافت مگر براى اين كه كاهش يابد و دو انيس گرد هم فراهم نيامدند جز براى اين كه از يكديگر جدا گردند .
173 - يسرّ . . . ص 104 هرگاه جوانمرد بشناسد آن دردى ، كه كشنده است ، آنچه از ( موجبات ) پرهيزگارى پيش مىفرستد وى را خوشحال مىگرداند .
174 - كلّنا . . . ص 105 همه ماها آرزوى درازى مدت عمر را داريم و مرگها آفتهاى آرزوست .
175 - ان الفتى . . . ص 105 بدرستى كه شخص جوان براى دردها ، همانند هدفى است كه براى تيرها نصب شده است ؛ چه تيراندازى تيرش خطا رود يا به هدف رسد .
176 - 177 حنتنى . . . ص 106 عوامل خمكننده روزگار مرا خميده كرد تا آنجا كه گويى شكارچيى هستم كه به شكار نزديك مىشوم و گامهايى كوتاه بر مىدارم و هر كه مرا مىبيند در حالى كه پابندى ندارم ، مىانگارد كه در بندم .
178 - 179 أ ليس . . . ص 106 آيا اگر مرگم به تاخير افتد ، ملازمت عصايى كه انگشتانم بر آن خم شود ، در پشت سر ندارم ؛ در حالى كه اخبار نسلهاى گذشته را بيان دارم و در روى زمين بخزم و گويى هر زمان كه برپاخيزم ، در حالت ركوع هستم .
180 - ارى مرّ . . . ص 106 مىبينم گذشت سالها مرا گرفتهاند چنان كه شب آخر ماه ، ماه را مىگيرد .
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي )
ص٤٣٠