طرف دره آهوان و شترمرغان آن ، فرزند آورند .
134 - تردّيت . . . ص 97 از جامههاى راهراه ( يا رنگين ) شكوفه ، جامهاى بر تنت باد كه چون فرشهاى نگارين است ، و ابرهاى غرنده بر تو جارى باد .
135 - 136 يا دار . . . ص 97 اى خانه ! بر تو بارانهاى سبك و ملايم بچرخد ، و بوستانت به جنبش درآيد ، و ( از فرط شادابى درختانش ) به راست و چپ خم شود ، و از خلعتهاى باران ، پوششى از گياه انبوه فرا پوشيده شوى ؛ گياه انبوهى كه حيوانات وحشى آن را ترك مىكنند ، در حالى كه صفت شير يافتهاند ( قوّت گرفتهاند ) .
137 - كساك . . . ص 98 تو را هالهاى از شكوفهها به رنگ زرد باز ، و سرخ شفّاف و سفيد درخشان فرا پوشاند .
138 - 139 و البسه . . . ص 98 . . . روييدنيهاى پرپشت زمين ، آن سرزمين ( يا ايشان ) را زيورها و پيچكها و جامه يمنى بهار فراپوشاناد و منزلگاه ايشان بلكه مقصدشان را سر پستانهاى پرباران ابر ، سيراب كناد ! 140 - 141 سقى الغيث . . . ص 98 باران پرخيروبركت ، اطراف آن قرقگاه را - از منزلگاهى كه از كرانههاى صاف و مسطّح تا آن توده ريگ كج و معوج امتداد دارد - سيراب كناد . و پيوسته بر آن سرزمين ، بوستان تازهرسيده با شكوفه سرخ همچون خون بسته برقرار باد .
142 - من كل زاهرة . . . ص 99 ( آن شكوفه ) از هر درخت شكوفهدارى است كه با قطرههاى باران ( لابلاى شاخ و برگ آن ) مىجنبيد ، پس گويى آن قطرهها ( اشك ) چشم دوستدارى است كه بر آن درختان سرازير مىشود .
143 - 144 لا يحرم . . . ص 99 خداى آثار رو بزوال آن خانهها را از بارانى محروم نگرداند كه آن آثار را به شكوفههاى سبز
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي )
ص٤٢٧