599 كانّ قلوب الطّير رطبا و يابسا * لدى و كرها العنّاب و الحشف البالى
« 127 » و نيز گفتار او : [ از بحر طويل ]
600 سموت اليها بعد ما نام أهلها * سموّ حباب الماء حالا على حال
« 128 » ( اصمعى ) گفت : هارون رو به يحيى كرد و گفت : « اين يكى قصيده است كه بر برترى امرؤ القيس در ايراد تشبيه دلالت صريح دارد » يحيى گفت : « اى امير مؤمنان ! آن قصيده گواه تو باشد » آنگاه هارون الرشيد به من گفت : « از ميان تشبيهات او كدام يك سر آمد همه است ؟ » گفتم : گفتار او در وصف اسب : [ از بحر متقارب ]
601 كأنّ تشوّفه بالضّحى * تشوّف أزرق ذى مخلب
602 إذا بزّ عنه جلال له * تقول سليب و لم يسلب
« 129 » رشيد ( هارون ) گفت : اين بيت نيكوست ؛ و نيكوتر از آن بيت اين گفتار اوست : [ از بحر طويل ]
603 فرحنا بكابن الماء يجنب وسطنا * تصعّد فيه العين طورا و ترتقى
« 130 » جعفر گفت : « اى امير مؤمنان ! اين آن داورى نيست » رشيد گفت :
« چگونه ؟ » ، گفت : « امير المؤمنين آن شعرى كه رأيش بر گزينش آن قرار گرفته ياد مىكند ، و ما هم آنچه را برگزيدهايم ياد مىكنيم ، و از آن پس ، داورى تحقّق خواهد يافت » رشيد گفت : « أمرضت ( : به رأى صحيح نزديك شدى ) » ، اصمعى گفت : آن تعبير را از وى نيكو شمردم ؛ و هرگاه آدمى به رأى صحيح نزديك شود ، گفته مىشود :
« أمرض الرّجل » .
هامش
( 127 ) - از آن بيت در صفحه 222 سخن به ميان آمد .
( 128 ) - ديوان او ، ص 31 ملاحظه شود .
( 129 ) - از آن دو بيت در ديوان او اطّلاع نيافتيم .
( 130 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان امرئ القيس ، ص 176 « تصوّب فيه العين » ضبط شده است ، و در حاشيه « تحدّر فيه العين » و « تصوّب » نيز ضبط شده است .