و يكى از اعراب گفته است : [ از بحر طويل ]
352 و ما وجد مغلول بصنعاء موثق * بساقيه من ماء الحديد كبول
353 يقول له الحدّاد : انت معذّب * غداة غد او مسلم فقتيل
354 بأكبر منّى روعة يوم راعنى * فراق حبيب ما إليه سبيل
و همانا خدا نطفه را بر سبيل استعاره ماء ( آب ) قرار داد ، پس خداى - عزّ و جلّ - گفت :
مِنْ ماءٍ دافِقٍ
« 37 » .
و شاعر گفته است : [ از بحر بسيط ]
355 و ذات ماءين قد غيّضت جمّهما * بحيث تستمسك الأرماق بالحجر
مقصود از « الماء ان » دو آب : آب بدن آن حيوان ماده و آب نر در زهدان آن است .
« غيّضت جمّهما ( : كاهش دادى ( يا كاهش دادم ) بسيار آن دو آب را ) » :
مقصود اين است كه با به زحمت انداختن آن حيوان ، دو آب را كم كردى تا لاغر شد .
و عرق ( آب بدن ) بر وجه استعاره ماء ( آب ) ناميده شده ؛ ذو الرّمّة گفته است :
[ از بحر طويل ]
356 إذا القوم راحوا راح فيها تقاذف * إذا عصرت ماء المطىّ الهواجر
« 38 » و از ابيات معانى « 39 » است : [ از بحر طويل ]
357 و أقرى كفسطاط العزيز جعلته * نجىّ همومى و هو لا يتكلّم
358 و ضاح كظلّ النّسر ملّكت شلتى * جوانبه و العيش بالماء تهجم
« اقرى » : شتر دراز پشت ، و شتر ماده دراز پشت « قرواء » است .
هامش
( 37 ) - سورة الطارق ( 86 ) آيهء 6 .
( 38 ) - در نسخه اصل چنين است ؛ امّا در ديوان ، ص 247 : « اذا شربت ماء » ضبط شده است .
( 39 ) - توضيح آن در پاورقى سطر قبل از بيت 188 گذشت . - م .