تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
گفتار شاعر : « وضاح » : وى از « ضاح » لباسى را اراده كرده كه در برابر خورشيد واقع شده ، و از آن لباس سايه گرفته ، و سلاح خود را طناب آن سايبان قرار داده است . « و العيس بالماء تهجم » : مقصود وى از « الماء » عرق است ، و « هاجرة هجوم » : نيمروز گرمى است كه عرق را از بدن خارج مىسازد . شاعر ديگرى - در حالى كه سخن از اسبى مىراند كه سوار آن به پيكار رفته - گفته است : [ از بحر طويل ]
359 توقّف من ماء النّفوس و مائه * شريجين مبيضا و آخر أحمرا
360 تحدّر من أقطاره و هو ناصع * فلمّا علا أرساغه عاد أغبرا
« توقّف » يعنى : وقف پوشيد . و آن عبارت از سوار ( : ياره ) است . « ماء النفوس » : آب جانها ، مقصود وى خون است . « شريجين » : دو چيز بهم آميخته . و اعشى در حالى كه مدح مىگويد ، از ناقه‌اى سخن رانده ، و گفته است : [ از بحر طويل ]
361 ألمّت بأقوام فعافت حياضهم * قلوصى و كان الشّرب منها بمائكا
« 40 » بر سر سخن از تفسير كلام خداى - تعالى - :
« بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً »
بازمىگرديم : مقصود از نكوهش آن نوشيدنى ، تأكيد در تخويف و منع ايشان ، و مبالغه در بازدارى و جلوگيرى ايشان است . و معناى گفتار خدا : « و مرتفقا » منزل است ، چنان كه گفته است : و
أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا
« 41 » ، و مرتفقا منصوب است بنابراين كه تميز باشد . و گفته شده : « المرتفق » به معناى « المتّكأ ( : تكيه‌گاه ) » و مشتقّ از مرفق ( آرنج ) است ؛ ذؤيب « 42 »
هامش
( 40 ) - ديوان او ، ص 11 ملاحظه شود . ( 41 ) - سورة الكهف ( 18 ) آيهء 102 . ( 42 ) - در لسان العرب ريشه « شجر » بجاى ذؤيب ، « ابو ذؤيب » نقل شده است .
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 150 | عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) / ميرلوحى / أحمد مطلوب