اخضر ( : سبز ) ، أطحل ( : خاكسترى ) » .
و بتحقيق عرب در اشعار خود ، همه آن حالات را وصف كرده ، و از آبى كه در پيمودن بيابانهاى ترسآور و سرزمينهاى دور ، وارد آن شده ، سخن بسيار گفته ، و آن را به دگرگونى رنگ ، و گنديدگى ، و بدى و لجن آلودگى وصف كرده ، و در نكوهش و تشبيه آن به هر چيزى كه دلالت بر ماندگى و بدمزگى و بدشكلى دارد ، مبالغه نموده ، تا آن ( اوصاف نامطلوب ) اشارهاى باشد به آنچه عرب ، از انداختن خويش در ورطه كارى سخت و وحشتناك مىبيند ، و آنچه در پيمودن بيابانهاى گسترده بىنام و نشان با آن مواجه مىشود ؛ مانند گفتار شاعر هذلى : [ از بحر كامل ]
307 و لقد وردت الماء فوق جمامه * مثل الفريقة صفّيت للمدنف
308 فصدرت عنه ظامئا و تركته * يهتزّ غلفقه كان لم يكشف
« 9 » « الفريقة » شيرى است كه با حبوبات براى زائو پخته مىشود ، شاعر آب فريقه را به آب آن مكان تشبيه كرده است « 10 » .
و مانند گفتار ذو الرّمة : [ از بحر طويل ]
309 و ماء كلون الغسل أحوى فبعضه * أواجن اسدام و بعض مغوّر
310 وردت و ارداف النّجوم كانّها * قناديل فيهنّ المصابيح تزهر
« 11 » و نيز گفته است : [ از بحر طويل ]
311 و ماء صرىً عافى الثّنايا كانّه * من الأجن ابوال المخاض الضّوارب
« 12 » و اعشى گفته است : [ از بحر خفيف ]
هامش
( 9 ) - آن دو بيت از ابو كبير هذلى است ( ديوان الهذليّين ، ج 2 ، ص 1006 ) .
( 10 ) - عبارت متن چنين است : « فشبّه ماء الفريقة بماء ذلك المكان » ولى چون شاعر آب آن مكان را تشبيه به فريقه نموده ، بعيد نيست كه در عبارت متن تحريفى واقع شده ، و در اصل چنين بوده است :
« فشبّه ماء ذلك المكان بماء الفريقة » . - م .
( 11 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 227 .
( 12 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 57 .