لاحظا . . . » « 1 » .
يعنى : آيا ( چگونگى خلقت ) اين انسان ( را براى شما شرح ندهم كه چگونه ) خداوند او را در تاريكيهاى رحمها و اندرون پردهها ، از نطفه ريخته ، و لخته خونى بى ارزش بيافريد ، آن گاه جنين گشت ، و سپس كودك شيرخوار گرديد و از آن پس از شير گرفته شد تا به حد بلوغ رسيد .
سپس دلى نگاه دارنده ، و زبانى گويا ، و چشمى بينا به وى عطا كرد ؟
نامبرده اين جمله را مىخواند و از حسن « سجع » و آوردن « روىّ » كه در زبان امام ( عليه السّلام ) مانند آب روان جريان داشته است ، در شگفت بود .
وى سپس گفت : اگر اين گوينده با عظمت امروز بر منبر كوفه قرار مىگرفت ، شما مسلمانان مىديديد كه « مسجد كوفه » با همه وسعت خود ، از اجتماع مردم مغرب زمين براى استفاده از درياى خروشان دانش على ( عليه السّلام ) موج مىزد .
گواهى استاد حسين نائل مرصفى
استاد فن بلاغت حسين بن احمد مرصفى « 2 » استاد علم بيان در دانشكدهء « دار العلوم » مصر در مقدمه شرح خود بر « نهج البلاغه » با نيكوترين وجه اين كتاب ارجدار را ستوده و با بيانى موجز و پر مغز ، در پيرامون شخصيت بزرگ امير المؤمنين ( عليه السّلام ) و امتيازات عالى
هامش
( 1 ) - خطبه 82 فيض الاسلام صفحه 186
( 2 ) حسين مرصفى متوفى به سال هجرى 1307 از دانشمندان و ادبا و مدرسين الازهر مصر بود . سپس زبان فرانسه را آموخت و در دار العلوم قاهره استاد ادبيات عرب و تاريخ شد . يكى از تأليفات مشهور او كتاب ( الوسيلة الادبية فى العلوم العربية ) است .