ندارم ، مگر كتابهائى چند كه از جمله انجيل بلاغت « نهج البلاغه » است . با مسرت اين كتاب با عظمت را ورق زدم ، به خدا نمىدانم چگونه از ميان صدها كلمات على ( عليه السّلام ) فقط صد كلمه را انتخاب كنم بلكه بالاتر بگويم نمىدانم چگونه كلمهاى را از كلمه ديگر جدا سازم ؟ اين كار درست به اين مىماند كه دانه ياقوتى را از كنار دانه ديگر بردارم « 1 » .
سرانجام من اين كار را كردم در حالى كه دستم ياقوتهاى درخشنده را پس و پيش مىكرد و ديدگانم از تابش نور آنها خيره مىگشت . باور كردنى نيست كه بگويم به واسطه تحير و سرگردانى با چه سختى كلمهاى را از اين معدن بلاغت بيرون آوردم ! بنا بر اين تو اين « صد كلمه » را از من بگير ، و به يادداشته باش كه اين صد كلمه پرتوهائى از نور بلاغت و غنچههائى از شكوفه فصاحت است . آرى نعمتهائى كه خداوند متعال از راه سخنان على ( عليه السّلام ) به ادبيات عرب و جامعه عرب ارزانى داشته ، خيلى بيش از اين صد كلمه است . . . » .
برترى نهج البلاغه نسبت به هر سخن ديگر
اين نويسنده و ديگران سخنان امام ( عليه السّلام ) را تشبيه به دُرّ و ياقوت و گوهر مىكنند ، ولى اين سنگهاى گرانبها ، كى مزاياى حكمتهاى عالى را دارند ؟
گوهرها و سنگهاى قيمتى كى مىتوانند مردمى را كه در راههاى
هامش
( 1 ) - يعنى همه نغز و دلكش است .