دماميل است كه اكثر پخته نمىشود علاج او آرد گندم دو توله روغن زيت يا كنجد شش توله زعفران يك درم همه را آب انداخته بپزند هرگاه كه رطوبت بتحليل رود و ضماد شود بر دماميل مذكور ضماد نمايند زود منفجر شود و به پختگى آورد ديگر تخم كتان دو مشت پنير كهنه دو مشت در شوربه امعاى بز هر دو دوا را باريك سائيده بجوشانند كه بقوام ضماد آيد در پارچه چسبانيده بر دماميل مذكور بهبندند زود منفجر شده بالتيام آورد ديگر بستن نيلم كه ياقوت كبود است دماميل مذكوره و ما سواى بر دماميل باسم كائيكل و ديگر قسم دماميل انتراز مىنامند كه دماميلهاى صعباند كه مواد او همه سم است و وبائيه شوند و پيش از منفجر شدن از حدت سميت بيمار را مىكشد كه سه روز نمىكشد كه بيمار را هلاك سازد و اكثر صاحبان هند باصطلاح آنها كوسى نامند پس ياقوت كبود بالخاصيت و بالقوة دافع السم آن دماميل است بقسمى سم آنها باطل سازد كه دود در شيشه پر سازند و دهنش وا نمايند و بساعتى نگاهدارند و بر شيشه نظر كنند كه دود ؟ ؟ ؟ بكداراه راه گرفته معلوم نمىشود و همون دستور از اثر ياقوت يا كبود آن سميت را مىكشد از هوا منتشر مىسازد اگر كسى اعتراض آورد صدق ازين علاج نداشته باشد پس دليل او كه آهنربا كه مقناطيس نامند چه قسم از دور مىكشد بحديد و نيز كهربا چه قسم مىكشد كاه را و بدستور چه قسم مىكشد الماس بكاه پس اين قوت بالخاصيت است كه او تعالى جل شانه به آنها نهاده است استاد ما يحيى اقرب است در قانون خود اكثر ادويات بالخاصيت به مذكور آورده كسانى كه شوق دارند سير آن كتب نمايند كه آن قانون از استاذان قانون منتخبه اطبا مىنامند ديگر از براى پختگى دماميل كه بالا مذكور است اصطلاح او بوپالون است مرهم داخليون مركب يعنى داخليون كبير دوازده درم و دو
اسرار الاطباء يا مجربات ايلات چغتايى ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: طولوزان يونانى
ص٤٦