سازند و به وزن بيست و دو گندم باب گرم بخورند
[ معالجه آتشك ]
برب يعنى آتشك و نيز بسريانى كحالكو مىنامند در حرف كاف نيز گفته مىشود پس براى آن آتشك اين ادويه مفيد است يا وكاجاك كه قسم چوب است كه از فرنگ پديد مىآيد اكثر در بنادرهاى اسلامبول مىارزد نيم رطل آن چوب را سوهان كرده بايد گرفت عشبه مغربى باريك پارچه تراشيده شش توله سنا پنج توله بسباسه شش درم دارچينى نيم درم قرنفل نيم درم جوزبويه نيم درم همه را جوكوب كرده در چهار رطل اشراب تند همه دوا باندازند يك شبانروز بخيسانند نيم پاو وقت صبح ازين شراب بنوشند پارچه صاف كرده و همون قدر وقت عصر صاحب آتشك بخورد كه زود بيمار از آتشك شفا يابد و غذا برين خشكه و شوربه خواه از چوزه مرغ بود خواه از گوشت بز اگر اين دوا اسهال زياده سازد يكان روز يا دو روز در ميان بخورند علاج ديگر از براى آتشك عشبه مغربى باريك ورقها تراشيده يك درم در هشت توله شراب تند بخيسانند و قرص شحم حنظل به وزن سه حب گندم ممزوج سازند و صبح پارچه صاف كرده اين شراب بخورد و اسهال سازد و همون دستور ترتيب داده نسخه طيار نموده بخورد تا ده دوازده روز بيمار از امراض نجات يابد اگر اين ادويه اسهال زياده سازد يكان دو روز در ميان داده بخورد ديگر از براى آتشك عشبه مغربى پارچهها باريك از كارد تراشيده و ؟ ؟ ؟ سنار از هركدام هشت درم بسفايج و سورنجان و افتيمون و نان خشك بريان از هركدام چهار درم پلو سانت سوهن كرده و دو نيم درم همه را بكوبند و باريك كنند و بيك رطل شكر سفيد آب انداخته شكر را بقوام آورند و از آتش فرود آورده هرگاه كه نيم گرم باشد سفوف ادويات بياميزند و معجون سازند يك روز نيم توله از ان